شیطان پرستی در ایران

از این که این پست رو میدم خوشحال نیستم. اما خب یک اطلاع رسانیه دیگه.

لطفا اون دوستانی مطالعه کنن که خودشون عاشق موسیقی متال هستند (مخصوصا بلک متال)!

همه چیز در مورد سه مدل شیطان پرستی در جهان + تاریخچه

نحوه ی شیطان پرستی در ایران و تاریخ ورود آن به ایران.

موسیقی بلک متال = بهترین نوع تبلیغ شیطان پرستی به صورت گسترده.

------

موضوع : سیاسی اجتماعی

ادامه نوشته

کمی درباره ی موسیقی "نیو ایج":

 موسیقی "نیو ایج":

موسیقی "نیو ایج" بر  مبنای ۵ اصل قابل تعریف است:۱- موضوعاتي که الهام بخش اين موسيقي و سرچشمه خلاقيت موسيقي دانان نيو ايج هستند موضوعات گلوبال هستند مثلاً بيابان تم آلبوم جاده ابريشم اثر کيتاروKitaro موسيقي دان معروف ژاپني است، فضاي سبز تم آلبوم پائيز اثر جرج وينستونGeorge Winston پيانيست معروف شمال کاليفرنيا است. صلح تم اصلي آلبوم آندراس ولن ويدرAndreas Vollenweider هنرمند سوئيسي بود که اولين جايزه گرامي نيو ايج را گرفت. فضا تم اصلي آلبوم موسيقي ارامQuiet Music اثر استيو روچSteve Roach موسيقيدان آمريکائي اهل کاليفرنيا است. يا عشق تم اصلي اولين آلبوم آنيا هنرمند ايرلندي است. يعني بيابان، فضاي سبز، صلح، يا فضا، يا عشق، موضوعاتي هستند که تعلق به يک ملت خاص ندارند. اين گونه تم هاي گلوبال الهام بخش موسيقيدانان نيو ايج هستند. شايان توجه است که حتي يک مارش نظامي در ميان بيش از 4000 اثر اين موسيقي که من بر رسي کردم نيافته ام در صورتيکه در موسيقي کلاسيک که توجهش به فرهنگ دولت هاي ملي در حال رشد معطوف بود بسياري مارش هاي نظامي پرداخته شده است. خلاصه کنم، موسيقي نيو ايج نظير هنر رنسانس با وجود اينکه تم هاي مختلفي را در بر ميگيرد يک برداشت فلسفي عمومي-جهاني را در بطن خود دارد که وسيعتر از هومانيسم رنسانس بوده و بر نوعي هارموني انسان و طبيعت متکي است.
2- دومين ويژگي موسيقي نيو ايج اين امر است که از تجربه موسيقي همه جهان بهره ميجويد و فقط به سبک موسيقي غرب و يا شرق خود را محدود نميکند. از اين نظر برخي هنرمندان کلاسيک اوايل اين قرن نظير کلود دبيوسيClaude Debussy و اريک ساتيErik Satie را ميتوان پيش کسوتان موسيقي نيو ايج قلمداد کرد. بهترين نمونه اين آميزش سبک ها را در موسيقي نيو ايج ميتوان در کارهاي هنرمند الماني دويترDeuter مشاهده کرد. در واقع اين برداشت امتزاج در سبک هاي نقاط مختلف جهان باعث باز آفريني و يا ارتقاء بسياري از سبک هاي گذشته نيز شده است. مثلاً کارهاي بوراف را ميتوان جاز نيو ايج خواند و آثاري نظير "رايحه هاي يک رؤيا" اثر دانيل کوبيالکاDaniel Kobialka را ميتوان کلاسيک نيو ايج ناميد.
3- سومين ويژگي موسيقي نيو ايج اين است که موسيقي دانان اين هنر براي موسيقي خود هدف قائل هستند. اگر اکثر موسيقي دانان کلاسيک سعي ميکردند موسيقي خود را مستقل از هر خواست و هدفي نشان دهند برعکس موسيقي دانان نيو ايج تأکيد بر اعلام هدف خود دارند. البته اين امر به معني تحميل هدف خود به شنونده نيست و فقط صداقت موسيقي دان در بيان هدف خود است. براي موسيقي دانان کلاسيک ارتباط بين آنچه هنرمند احساس ميکرد و آنچه شنونده درک مينمود رابطه ضعيفي تصور ميشد. اما موسيقي دانان نيو ايج به هدف خود در موسيقي خود نظير فيلسوف و موسيقي دان روسي گورجيف مينگرند که موسيقي را وسيله اي براي نو سازي انسان قلمداد ميکرد. در اين رابطه يکي از اساسي ترين ايده آل ها و هدف هاي موسيقي دانان نيو ايج رابطه نويني بين انسان ها با يکديگر در هارموني بين انسان و طبيعت است که در آن دو طرف نظير دو رقصنده ماهر با يکديگر در هارموني عمل ميکنند بدون آنکه هيچ کدام کنترل کننده و يا کنترل شونده باشد. اين نوع رابطه متقابل سينکرونيتسيsynchronistic خوانده ميشود و موسيقي نيو ايج در پي دامن زدن به اينگونه روابط در ميان انسانها و نيز بين انسان و طبيعت است که گامي جلوتر از روایط متقابل و مساوي بين آحاد ملل، اقوام، و جنس ها تلقي ميشود.
4- چهارمين ويژگي موسيقي نيو ايج در استفاده غير سنتي از ادوات موسيقي است. مثلاً آندرياس ولنويدرAndreasVollenweider سوئيسي آنقدر در نواختن چنگ نوآوري ارائه کرده است که ديگر بسختي ميتوان ابزار موسيقي او را چنگ ناميد. يا اينکه دويترDeuter آلماني سه تار شرقي را آنقدر متفاوت مينوازد که گوئي ابزار ديگري است. پيانو جرج وينستون و گيتار مايکل هجزMichael Hedges هم با نوازش سنتي اين ادوات خيلي متفاوت است. نوآوري ها در عرصه موسيقي الکترونيک-کامپيوتري و ليزر نظير مايک ژاره در فرانسه و همچنين در سبک موسيقي فضائي نيو ايج که درباره آن بيشتر در پايان اين مقاله توضيح ميدهم، بسيار چشمگيرند.
5- آخرين ويژگي برجسته موسيقي نيو ايج در ارتباط عميق اين موسيقي با حالت و يا روحيه معين شنونده است که ميتوان از اين نظر هم موسيقي نيو ايج را به گروه هاي زير تقسيم کرد:
a.بعضي آثار بسيار شادي آفرين هستند نظير آلبومي بنام "اشعه خورشيد زير آب" اثر گروه تانجرين دريمTangerine Dream و يا اولين برنده جايزه گرامي در اين نوع موسيقي اثري بنام "نزول بر کره ماهDown to the Moon" اثر آندرياس ولن ويدرAndreas Vollenweider.
b.برخي آثار سرحال آورنده هستند نظير جاده ابريشم اثر کيتاروKitaro و يا "صبحانه عميقDeepBreakfast " اثر ري لينچ. صبحانه عميق ابعاد تصويري زيادي را در انديشه شنونده ميگسترد و موسيقي ايده آلي براي کارهاي خلاق نظير نقاشي است.
c.برخي قطعات تفکر بر انگيز هستند نظير آلبوم پائيز اثر جرج وينستون و يا "نور گذشته" اثر ويل آکرمنWill Ackerman. همچنين آثاري نظير "آرزوهاي دل" اثر کريس اسفريس که تداعي روحيات رمانتيک است.
d.برخي آثار آرامش بخشند نظير آلبوم "تصاوير" اثر آن لاکAnne Locke هنرمند انگليسي و يا نوازش چنگ در قطعه "آرامش دريا" اثر جرجيت کلي که به احساس آرامش در انسان ميافزايد. قطعاتي نظير سري آلبوم هاي گلدن ويجGolden Voyage به نحو شايسته اي لايه هاي مختلفي از صداهاي طبيعت را بوسيله سينتسايزر با يکديگر آميخته و آرامش جنگل و دريا را در فضاي ذهني شنونده تداعي ميکند.
e. بالاخره اينکه برخي آثار براي تمرکز حواس و تأمل انديشنمندانهmeditation مناسب هستند نظير آلبوم "موسيقي براي ظنMusic for ZenMeditation" اثر توني اسکاتTony Scott.

 

منبع :WWW.8oclock.blogfa.com