حتما بخون دوست عزیز


یک ایده جالب برای دادن "صدقه پنهانی"

به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید و

 از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده

بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت 

که اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .

و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنند و یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ،

خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود

 ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .

بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ، حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .

هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .

اگر حتی قادر به اینکار نیستی این ایده و فکر رو به دیگری بگید

 شاید دیگری آنرا عملی کند و شما نیز از اجر و ثواب آن بهره خواهید برد.

منبع :

http://baam35kilometer.blogfa.com

راهکارهایی برای حفظ پاکدامنی

راهکارهایی برای حفظ پاکدامنی


با توجه به آثار مثبت و متعدد پاکدامنی ، نمی توان نقش آن را در موفقیت زندگی زناشویی نادیده گرفت. بهترین روش برای پی بردن به پاکدامنی افراد، تحقیق از افرادی است که فرد مورد نظر را می شناسند و در ضمن افراد امینی نیز هستند. به علاوه، اگر چه ممکن است فرد بتواند بعضی از زوایای تاریک پیشینه اش را مخفی سازد. اما از طریق بعضی از رفتارهای ظاهری نیز می توان تا حدی به میزان پاکدامنی فرد پی برد.

راهکارهایی برای حفظ پاکدامنی
اکنون این سوال مطرح می شود که برای حفظ این صفت چه باید کرد؟

خوشبختانه پاکدامنی صفتی است که می توان آن را در خود ایجاد کرد و پرورش داد. برای ایجاد این تغیر هم مانند هر تغییر دیگری، اولین شرط خواست خود فرد است، یعنی تا وقتی که یک نفر نخواهد رفتارش را تغییر دهد، از دست زبده ترین روان شناسان نیز کاری ساخته نیست. اما در صورتی که تصمیم به تغییر سبک زندگی تان بگیرید، می توانید با کمک روان شناسان و استفاده از راهکارهای زیر این صفت مثبت را در خود ایجاد کنید.

 www.tebyan.net

به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

همسرم زیباترین زن دنیاست

ازدواج

با  غریزه جنسی چه کنیم؟

دوران جوانى با احساسات تند و هدایت نشده، طغیان غرایز و بیدارى غریزه جنسى همراه است. گرچه انسان در تمام دوران در معرض این غرایز و احساسات است، اما در این دوران بسیار خطرآفرین است، نیازها و خواهش ها از یک طرف و بى تجربگى و نداشتن راه کار از طرف دیگر، جوانان را مقهور خود خواهد کرد به طورى که به هر خواسته آن ها تن در مى دهند. پس چه باید کرد؟ آیا احساس عشق و محبت به دیگران، طغیان غرایز و امیال نفسانى را مى توان کنترل کرد؟ چگونه؟

(وَلیستعفِف الذین لایَجدون نِکاحاً حتى یُغنیهم الله مِن فضله;کسانى که نمى توانند ازدواج کنند، باید پاک دامنى پیشه کنند تا این که خداوند آن ها را از فضل خود غنى گرداند. نور آیه 33)

عفت و پاک دامنى و دورى از گناه، وظیفه دختران و پسران تا هنگام ازدواج است. آنان باید از هر عاملى که زمینه ساز گناه و افتادن در دام شیطان است، پرهیز کنند. دختران باید حجاب اسلامى را رعایت کنند و خود را در معرض دید نامحرمان و جوانان بوالهوس قرار ندهند. زینت ها و زیورهاى خود را مخفى نگه دارند و به گونه اى راه نروند که خداى ناکرده دیگران را به گناه بکشانند. پسران نیز باید عفت و پاک دامنى را سرلوحه خویش قرار دهند. از چشم چرانى و نگاه هاى هرز آلود بپرهیزند و با تقویت اراده و استعانت از خداوند برخواسته هاى غیر منطقى خود غلبه کنند. در حدیث است: (تمام چشم ها در روز قیامت گریانند; مگر سه چشم: 1ـ چشمى که از ترس خدا بگرید; 2ـ چشمى که از نامحرم چشم پوشد; 3ـ چشمى که شب زنده دار باشد.مجموعه احادیث نهج الفصاحه، حدیث136)

این راهکار ها می تواند جوان را از قرار گرفتن در دام غرایز جنسی و شهوات باز دارد و او را سبک تر و آرام تر نگه دارد تا شرایط ازدواج برایش فراهم شود . جوانان و خانواده ها باید بدانند که بهترین اقدام برای جلوگیری از خطرات غرایز مهیا نمودن زمینه های ازدواج است . به ویژه خانواده ها مسئولیت دارند تا هر چه بیشتر این امر را آسان و ساده کنند تا استرس های جوان برای تشکیل خانواده کاهش یابد و رغبت به ازدواج افزون تر شود . در این زمینه پای صحبت استاد قرائتی می نشینیم که با زبانی ساده و روان خانواده را با موانع موجود آشنا می کنند.

به ادامه مطلب سر بزنید


منبع :www.tebyan.net

ادامه نوشته

همسرم زیباترین زن دنیاست

ازدواج

با  غریزه جنسی چه کنیم؟

دوران جوانى با احساسات تند و هدایت نشده، طغیان غرایز و بیدارى غریزه جنسى همراه است. گرچه انسان در تمام دوران در معرض این غرایز و احساسات است، اما در این دوران بسیار خطرآفرین است، نیازها و خواهش ها از یک طرف و بى تجربگى و نداشتن راه کار از طرف دیگر، جوانان را مقهور خود خواهد کرد به طورى که به هر خواسته آن ها تن در مى دهند. پس چه باید کرد؟ آیا احساس عشق و محبت به دیگران، طغیان غرایز و امیال نفسانى را مى توان کنترل کرد؟ چگونه؟

(وَلیستعفِف الذین لایَجدون نِکاحاً حتى یُغنیهم الله مِن فضله;کسانى که نمى توانند ازدواج کنند، باید پاک دامنى پیشه کنند تا این که خداوند آن ها را از فضل خود غنى گرداند. نور آیه 33)

عفت و پاک دامنى و دورى از گناه، وظیفه دختران و پسران تا هنگام ازدواج است. آنان باید از هر عاملى که زمینه ساز گناه و افتادن در دام شیطان است، پرهیز کنند. دختران باید حجاب اسلامى را رعایت کنند و خود را در معرض دید نامحرمان و جوانان بوالهوس قرار ندهند. زینت ها و زیورهاى خود را مخفى نگه دارند و به گونه اى راه نروند که خداى ناکرده دیگران را به گناه بکشانند. پسران نیز باید عفت و پاک دامنى را سرلوحه خویش قرار دهند. از چشم چرانى و نگاه هاى هرز آلود بپرهیزند و با تقویت اراده و استعانت از خداوند برخواسته هاى غیر منطقى خود غلبه کنند. در حدیث است: (تمام چشم ها در روز قیامت گریانند; مگر سه چشم: 1ـ چشمى که از ترس خدا بگرید; 2ـ چشمى که از نامحرم چشم پوشد; 3ـ چشمى که شب زنده دار باشد.مجموعه احادیث نهج الفصاحه، حدیث136)

این راهکار ها می تواند جوان را از قرار گرفتن در دام غرایز جنسی و شهوات باز دارد و او را سبک تر و آرام تر نگه دارد تا شرایط ازدواج برایش فراهم شود . جوانان و خانواده ها باید بدانند که بهترین اقدام برای جلوگیری از خطرات غرایز مهیا نمودن زمینه های ازدواج است . به ویژه خانواده ها مسئولیت دارند تا هر چه بیشتر این امر را آسان و ساده کنند تا استرس های جوان برای تشکیل خانواده کاهش یابد و رغبت به ازدواج افزون تر شود . در این زمینه پای صحبت استاد قرائتی می نشینیم که با زبانی ساده و روان خانواده را با موانع موجود آشنا می کنند.


 سخنان آقای قرائتی را در مورد اهمیت ازدواج بخوانید

به ادامه مطلب بروید
منبع :www.tebyan.net
ادامه نوشته

غرور - همه چیز در بارهی غرور و تکبر

تکبر از نظر روایات و احادیث

خداوند در قرآن کریم سرچشمه سقوط و تنزل شیطان را با این جمله، براى او شرح مى دهد که " تو حق ندارى در این مقام و مرتبه، راه تکبر، پیش گیرى" (فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها، اعراف/13) و باز به عنوان تاکید بیشتر، اضافه مى فرماید: ''بیرون رو که از افراد پست و ذلیل هستى" (یعنى نه تنها با این عمل بزرگ نشدى، بلکه به عکس به خوارى و پستى گرائیدى) (فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ، اعراف/13).

از این جمله به خوبى روشن مى شود که تمام بدبختى شیطان، مولود تکبر او بود، این خود برتربینى او، که خود را در مقامى بیش از آنچه شایسته آن بود قرار داد، سبب شد که نه تنها بر آدم سجده نکند، بلکه علم و حکمت خدا را انکار نماید و به فرمان او خرده گیرد، و سرانجام تمام مقام و حیثیت خود را از دست بدهد، و به جاى بزرگى، پستى و ذلت را براى خویش بخرد، یعنى نه تنها به هدف نرسید، بلکه درست در جهت عکس آن قرار گرفت.

در نهج البلاغه در" خطبه قاصعه" از امام علی علیه السلام به هنگام نکوهش کبر و خود برتربینى چنین مى خوانیم:« فاعتبروا بما کان من فعل اللَّه بابلیس اذا احبط عمله الطویل و جهده الجهید، و کان قد عبد اللَّه ستة آلاف ..عن کبر ساعة واحدة فمن ذا بعد ابلیس یسلم على اللَّه بمثل معصیته؟! کلا ما کان اللَّه سبحانه لیدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملکا ان حکمه فى اهل السماء و اهل الارض لواحد؛ پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانى و تلاش و کوششهاى او را که شش هزار سال بندگى خدا کرده بود ... به خاطر ساعتى تکبر ورزیدن بر باد داد، با این حال چه کسى بعد از ابلیس مى تواند از کیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز، ممکن نیست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر کارى که به خاطر آن فرشته اى را از بهشت رانده است. حکم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یکى است» ( نهج البلاغه/ خطبه 192).

در حدیثى نیز از امام سجاد علیه السلام چنین نقل شده که فرمود: " گناهان شعب و سرچشمه هایى دارد، اولین سرچشمه گناه و معصیت پروردگار،" تکبر" است که گناه ابلیس بود و به خاطر آن از انجام فرمان خدا امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافران شد و سپس" حرص" بود که سرچشمه گناه (و ترک اولى) از ناحیه آدم و حوا شد ... سپس" حسد" بود که سرچشمه گناه فرزندش (قابیل) گردید و نسبت به برادرش (هابیل) حسد ورزید و او را به قتل رسانید" (سفینة البحار جلد 2 صفحه 458 /ماده کبر).

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده که فرمود: «اصول الکفر ثلاثة الحرص و الاستکبار و الحسد فاما الحرص فان آدم حین نهى عن الشجرة، حمله الحرص على ان اکل منها و اما الاستکبار فابلیس حیث امر بالسجود لادم فابى و اما الحسد فابنا آدم حیث قتل احدهما صاحبه؛ اصول و ریشه هاى کفر و عصیان، سه چیز است، حرص و تکبر و حسد، اما حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، و اما تکبر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچى کند، و اما حسد، سبب شد که یکى از فرزندان آدم دیگرى را به قتل رساند!» ( اصول کافى جلد 2 صفحه 219 باب اصول الکفر).

فرشتگان عذاب از میان تمام اوصاف رذیله انسان که او را به دوزخ مى برد روى مساله" تکبر" تکیه مى کنند، اشاره به اینکه سرچشمه اصلى کفر و انحراف و گناه بیش از همه کبر و غرور و عدم تسلیم در برابر حق است. آرى کبر است که پرده هاى ضخیم بر چشم انسان مى افکند و او را از دیدن چهره تابناک محروم مى سازد، و به همین دلیل در روایتى از امام صادق و امام باقر (ع) مى خوانیم: « لا یدخل الجنة من فى قلبه مثقال ذرة من کبر؛ کسى که به مقدار ذره اى از کبر در قلبش وجود داشته باشد داخل بهشت نمى شود"!» (کافى جلد 2 باب الکبر حدیث 6 ). در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده: ''دره ای است به نام سقر که جایگاه متکبران است و هرگاه نفس بکشد دوزخ را می سوزاند»!

برنامه عملى پیشوایان اسلام سرمشق بسیار آموزنده اى براى هر مسلمان راستین در این زمینه است. در سیره پیامبر (ص) مى خوانیم: هرگز اجازه نمى داد به هنگامى که سوار بود افرادى در رکاب او پیاده راه بروند، بلکه مى فرمود: " شما به فلان مکان بروید و من هم مى آیم و در آنجا به هم مى رسیم، حرکت کردن پیاده در کنار سواره سبب غرور سوار و ذلت پیاده مى شود"! و نیز مى خوانیم: پیامبر (ص) بر روى خاک مى نشست، و غذاى ساده همچون غذاى بردگان مى خورد، و از گوسفند شیر مى دوشید، بر الاغ برهنه سوار مى شد. این گونه کارها را حتى در زمانى که به اوج قدرت رسید- مانند روز فتح مکه- انجام مى داد، تا مردم گمان نکنند همین که به جایى رسیدند باد کبر و غرور در دماغ بیفکنند و از مردم کوچه و بازار و مستضعفان فاصله بگیرند و از حال توده هاى زحمت کش بیگانه شوند. در حالات على (ع) نیز مى خوانیم که او براى خانه آب مى آورد و گاه منزل را جارو مى کرد. و در تاریخ امام حسن علیه السلام مى خوانیم که با داشتن مرکبهاى متعدد، بیست مرتبه پیاده به خانه خدا مشرف شد و مى فرمود: ''من براى تواضع در پیشگاه خدا این عمل را انجام مى دهم ''.

امام علی علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه پس از اشاره به پاره ای از اخلاق رذیله از قبیل سرکشی، ظلم و کبر می فرماید: « و عن ذلک ما حرس الله عبادة المؤمنین بالصلوات و الزکوات و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم و تذلیلا لنفوسهم ، و تخفیضا لقلوبهم و ازالة للخیلاء عنهم؛ چون بشر در معرض این آفات اخلاقی و بیماریهای روانی است خداوند بوسیله نمازها و زکاتها و روزه ها بندگان مؤمن خود را از این آفات حراست و نگهبانی کرد. این عبادات دستها و پاها را از گناه باز می دارند، چشمها را از خیرگی بازداشته به آنها خشوع می بخشند، نفوس را رام می گردانند، دلها را متواضع می نمایند و باد دماغ را زایل می سازند».

عناوین دیگر در ادامه مطلب :

بدترین نوع تکبر

راه درمان تکبر از نظر علمای اخلاقی

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

درباره دکتر افشار، فروید، معاونت سیما، یامین‌پور و چند داستان دیگر

درباره دکتر افشار، فروید، معاونت سیما، یامین‌پور و چند داستان دیگر

رجانیوز - این روزها ظاهرا حاشیه‌های "ساختمان پزشکان" پررنگ‌تر و البته مهم‌تر از متنش شده و بحث در مورد محتوای آن هرروزتر داغ‌تر از روز قبل می‌شود. انگار "ساختمان پزشکان" هم مانند "اخراجی‌ها" و "جدایی نادر از سیمین" دارد تبدیل می‌شود به بهانه‌ای برای درگیری‌های رسانه‌ای بین نویسندگان انقلابی و منتقدان شبه روشنفکر می شود، به خصوص در فضای مجازی. بعضی حتی سعی می کنند بگویند تعداد بینندگان این روزهای ساختمان پزشکان از "مختارنامه" هم بالاتر است و این جزو بهترین سریال‌های طنز تلویزیون است.

اما واقعا دلیل این همه حاشیه چیست؟ چرا کار به جایی می‌رسد که حتی طلبه‌های قم در اعتراض به پخش سریال تجمع می‌کنند؟ آیا این اولین و آخرین سریال نامناسب رسانه‌ی ملی است؟ راهکار جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی در آینده چیست؟ و اصلا در بروز چنین وقایعی چه کسانی مسئولند؟

داستان پزشکان

درباره‌ی "ساختمان پزشکان" می‌شود صفحه‌ها نوشت و ساعت‌ها صحبت کرد. نه فقط این سریال، که در مورد تعداد زیادی از خروجی‌های صدا و سیما می‌توان مدت‌ها صحبت کرد و به نقد آنها پرداخت. مگر این اولین و آخرین خروجی بی‌محتوای رسانه‌ی ملی است؟

می‌شود از ساختار تکراری "ساختمان پزشکان" گفت. از اینکه سال‌هاست که این گروه وقتی می‌خواهند سریال طنزی بسازند، جامعه‌ای با افراد فرصت‌طلب، دروغ‌گو، خائن، کلاهبردار، خنگ، یا به معنای بهتر، جامعه‌ای با افراد به معنای واقعی کلمه عوضی را تصویر می‌کنند و یک نفر راست‌گو، منطقی، با سواد و خوش‌قلب، یک نفر ناهمگون با محیط را در میان آنها رها می‌کنند و همین باعث ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار می‌شود. این نقش را در سریال‌های مدیری سیامک انصاری بر عهده داشت و اینجا دکتر نیما افشار (بهنام تشکر) ایفاگر همان نقش است.

می‌شود گفت که این ساختار تکراری هم برمی‌گردد به روحیات و تفکرات شبه روشنفکران سازنده‌ی این آثار. آنها به طور اخص خود را بالاتر از مردم عادی می‌بینند و اصولا ارزشی برای مردم قائل نیستند. از مردم بریده‌ و حتی از آنها بیزارند. این از آثار هنری بت‌های خود ساخته‌ی جریان روشنفکری، امثال شاملو و هدایت و.... نیز به خوبی نمایان است.

بنابراین واضح است که وقتی پیروان چنین کسانی بخواهند سریال طنز بسازند، افراد جامعه‌ای را انسان‌های سطح پايینی تصویر خواهند کرد که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و فقط به فکر منافع خودشان هستند و در این میان تنها یک نفر (خودشان) شمایل یک انسان (شهروند) واقعی را داراست.

این دوری و برید‌گی به این دلیل است که روشنفکران ایرانی برخلاف نمونه‌های غربی خود هیچ‌گاه در ایران از تاثیرگذاری بالایی در رخداد‌های اجتماعی و سیاسی برخوردار نبوده‌اند.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج سبک زندگی غربی‌ست. این از تک‌تک روابط کلیه‌ی شخصیت‌های سریال پیداست. از روابط زن دکتر با برادر همسر و همکاران دکتر بگیرید تا روابط خود اعضای ساختمان پزشکان با هم.

می‌شود گفت که این سبک زندگی غربی، سبک زندگی طبقه‌ی خاصی در تهران امروز است و پرسید که چرا باید صدا و سیما در یک شبکه‌ی سراسری سبک زندگی طبقه‌ی متوسط نوظهور شهرنشین دچار به بحران هویت را که آن‌هم فقط به تهران خلاصه می‌شود، تبلیغ و ترویج کند. مگر مخاطب این شبکه کل مردم ایران نیستند، پس چرا سبک زندگی گروهی محدود در تهران باید برای یک روستایی نیز تبلیغ شود.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌حیایی در جامعه است. کافی است به حرکات محبوب‌ترین شخصیت سریال خانم شیرزاد، دقت کنیم. این لحن گفتار و حتی حرکات بدن این شخصیت در تاریخ سریال‌سازی ایران بی سابقه است و البته به نوعي غير دیني.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌عفتی در جامعه است و این از تمام رفتارهای شخصیتی مثل ناصر قابل ارزیابی است. کافی‌ست به یاد بیاورید نگاه‌های لذت‌جویانه‌ی ناصر را به تمامی شخصیت‌های زن حاضر در سریال. از شخصیت‌های زن اصلی بگیرید تا شخصیت‌های مهمان در هر قسمت.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مخرب چهره و نقش پدر و مادر در خانواده است. پدر و مادر این سریال حتی بدیهیات اخلاقی را رعایت نمی‌کنند و حتی مدام به فکر سوء استفاده و تیغ زدن فرزند خود هستند. واقعاً پخش چنین سریالی ذهنیت بیننده را نسبت به جایگاه پدر و مادر در خانواده تغییر نمی‌دهد؟

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج ابتذال جنسی و حتی هم‌جنس‌گرایی در جامعه است. شاید در چند روز اخیر و در مطالب مختلف این را شنیده باشید ولی برای یادآوری دوباره باید گفت. این شرح یکی از سکانس‌های سریال است:

«فرید (پدر نیما) دوست نیما را به خانه آورده است. آنها در خانه تنها هستند و دوست نیما به وضوح از این موضوع نگران است. فرید شروع می‌کند به چیدن وسایل خانه پشت در تا کسی نتواند وارد خانه شود. دوست نیما انگار کمی ترسیده است و شروع به عرق کردن می‌کند. فرید پرده‌ها را می‌اندازد تا داخل خانه معلوم نشود. دوست نیما از ترس قرمز شده است. فرید تشک و بالشت را می‌آورد و وسط اتاق پهن می‌کند و به دوست نیما می‌گوید بیاید و روی آن بنشیند و... آخر معلوم می‌شود که فرید می‌خواهد از تشک پول بیرون بیاورد و به دوست نیما بدهد!»

می شود تعداد بیشتری از نکات را افزود ولی مهم‌تر از این‌ها بررسی دلایل پخش چنین سریالی‌ است.

بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

حجاب بي حجاب چون...

زن

قبل از مطالعه ي اين مطلب ،خواندن مقاله ي قبل با عنوان « حجاب قديمي شده » الزامي است!!!

گفتيم که بيشتر دلايل مخالفين حجاب و پوشش بانوان را مي توان دردو بخش خلاصه کرد:

اولين مطلبي که عنوان مي شود اين است که در قرن اتم و فضا و اينترنت، نمي توان و نبايد به احکام و دستوراتي که براي بانوان در چهارده قرن پيش و بين قبايل عقب مانده و بي فرهنگ بدوي اعراب آمده است،


قبل از مطالعه ي اين مطلب ،خواندن مقاله ي قبل با عنوان « حجاب قديمي شده » الزامي است!!!

گفتيم که بيشتر دلايل مخالفين حجاب و پوشش بانوان را مي توان دردو بخش خلاصه کرد:

اولين مطلبي که عنوان مي شود اين است که در قرن اتم و فضا و اينترنت، نمي توان و نبايد به احکام و دستوراتي که براي بانوان در چهارده قرن پيش و بين قبايل عقب مانده و بي فرهنگ بدوي اعراب آمده است، عمل کرد.

البته چنين استدلالي فقط در مورد احکام حجاب و روابط زن و مرد ، مورد استفاده قرار نمي گيرد. بلکه افراد با طرح چنين تفاوت هايي بين زمان حال و قرن ها پيش، بازنگري در بسياري از احکام و دستورات اسلام را لازم مي دانند. بديهي است که انسان از نظر علم و فناوري به پيشرفت هاي عظيمي نائل شده و طبعاً هيچکس منکر لزوم تطبيق و بهره گيري از عنصر زمان و مکان و تغيير شرايط در صدور احکام دين نيست. اما در اينگونه موارد لازم است به يک نکته توجه داشت.

 

پيشرفت علم، يعني انسان امروز، مواد و موجودات اطراف خود و همچنين قوانين عالم را تا حدي شناخته و از آنها به نفع خودش استفاده برده. جاذبه ي زمين، نيروي گريز از مرکز، وراثت، مهار انرژي ها و غيره، بخشي از قوانين عالم هستند که انسان به تدريج آنها را شناخته و از آنها بهره مند مي شود. ولي با وجود اين همه پيشرفت و رشد علمي، انسان هنوز نتوانسته قوانين عالم خلقت را تغيير دهد. چرا که قوانين عالم، تغيير ناپذيرند و با گذشت زمان و پيشرفت بشر تغيير نمي کنند.

قوانين عالم، تغيير ناپذيرند و با گذشت زمان و پيشرفت بشر تغيير نمي کنند.

بديهي است که اين قوانين صرفاً به علومي مثل فيزيک و شيمي و رياضي خلاصه نمي شود. و در همه ي ابعاد جهان آفرينش وجود دارند، از جمله ي آن ها خصلت ها و خصوصياتي است که در وجود انسانها قرار داده شده که هر کدام از اين ويژگي ها کارکرد خاص خود را دارند. مثلاً انسان هم مثل همه ي جانداران براي بقا، نيازمند به تغذيه است. و علم با همه ي پيشرفتي که داشته نتوانسته نياز به تغذيه را در وجود انسان از بين ببرد. ممکن است شکل و اندازه غذا را تغيير داده باشد و مثلاً گاهي با قرص و سرم و آمپول مواد را به بدن برساند ولي نتوانسته در اصل ماجرا تغييري به وجود آورد.

 

از جمله اين خصوصيات، وجود غريزه ي جنسي در انسانهاست و علت وجود چنين غريزه اي، لزوم زاد و ولد و بقاي نوع آنهاست. براساس همين غريزه، زن و مرد نسبت به هم جاذبه و تمايل دارند. البته نوع تمايل و جاذبه مرد نسبت به زن، تفاوت دارد با نوع تمايل و جاذبه زن نسبت به مرد و هر کدام از آنها نگاه متفاوتي به ديگري دارد. در طبيعت و سرشت زن، ميل به جلب توجه و دلبري و تصاحب قلب مرد قرار داده شده و در طبيعت و سرشت مرد ، ميل به تصاحب و کامجويي از زن نهفته شده. وجود اين خصلت ها در زن و مرد به گذشت زمان و دوران شترسواري و بيابان نشيني و يا دوران اينترنت و اتم و ليزر ربطي ندارد. تا وقتي که زن، زن است و خصلت هاي زنانه دارد و مرد، مرد است و خصلت هاي مردانه دارد و تا وقتي غريزه هاي طبيعي در وجود انسانها زنده است، تمايل و جاذبه بين زن و مرد برقرار است.

 

از نظر اسلام ، انسان براي رسيدن به هدف هاي متعالي خلق شده و در وجودش ابزار رسيدن به اين هدف هاي عالي قرار دارد. مثل تمايل انسان به رشد و پيشرفت و نارضايتي از رکود و عقب ماندگي، علاقه به زيبايي، ميل به خوشبختي و آرامش. جاذبه نسبت به خوبي و خير و فضايل اخلاقي، تنفر از اسارات و انزجار از تحقير و بعضي خصلت هاي ديگر که در وجود همه ي انسانها در هر جاي دنيا، قرار دارد. و توجه به اين خصلت ها و ويژگي ها باعث رشد و تعالي انسان خواهد شد.

اگر انسان همه ي فکر و ذکرش رسيدگي به نيازهاي جسمي و غريزي اش باشد، از رسيدن به اهداف عالي و متعالي باز مي ماند و از طرف ديگر نمي تواند اين نيازها را ناديده بگيرد.

اما از طرف ديگر ، انسان به حکم اينکه يک موجود زنده است ، نيازهاي جسماني هم دارد. مثل نياز به تغذيه و لزوم استراحت و برخوردداري از لذت هاي جنسي. اگر انسان همه ي فکر و ذکرش رسيدگي به نيازهاي جسمي و غريزي اش باشد ، از رسيدن به اهداف عالي و متعالي باز مي ماند و از طرف ديگر نمي تواند اين نيازها را ناديده بگيرد. به همين دليل اسلام براي رسيدن به هر دو جنبه ي وجودي انسان (رشد خصلت هاي عالي انساني و تأمين سلامت و نيازهاي بدن) راهکارهايي را ارائه کرده. از نظر اسلام، انسان موظف است به ميزان لازم تغذيه داشته باشد و در حد نياز استراحت کند و در حد اعتدال کامجويي جنسي داشته باشد.

 

بنابراين مردان و زنان، فقط در محيط خانواده و در کادر قانون ازدواج و همراه با پذيرش بعضي تعهدات نسبت به هم، مي توانند از همسران شرعي خود کامجويي کنند. و هر کدام از آنها، از اينکه در خارج از کانون خانواده در جستجوي کاميابي باشند ، منع شده اند . مهم ترين روشي که باعث مي شود چنين حد و اندازه اي رعايت شود، اينست که زنان و مردان مراقب نگاه هايشان باشند و زنان با ظاهر ساده و پوشاندن بدن، طوريکه باعث تحريک مردان نامحرم نشوند در جامعه حاضر شوند و هر مرد و زني از انجام هر کاري که باعث تهييج و تحريک ديگري شود ، حتي نگاه خيره به هم منع شده اند. (به داستان اول مقاله رجوع کنيد) زنان براي جلب توجه مردان، در معابر عمومي آرايش مي کنند و يا لباس هايي مي پوشند که قسمتي از بدن را برهنه بگذارد و يا لباس هايشان را به رنگ غيرمتعارف انتخاب مي کنند. هر چند بعضي ها بسيار تلاش مي کنند اين موضوع را انکار نمايند.

انجام چنين رفتاري به هر شکل و در هر عصر و زماني که باشد و در هر دوره ي تمدني بشر، باعث مي شود کامجويي انسانها از محيط خانواده خارج شود.

اما گفتيم دومين دليلي که از سوي مخالفين حجاب مطرح مي شود اينست که ...

 

تبيان – احسان رادمند

ه علومي مثل فيزيک و شيمي و رياضي خلاصه نمي شود...

لطفا به ادامه مطلب برويد


ادامه نوشته

شعر گرگ از مرحوم فریدون مشیری درمورد نفس اماره

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟…

حجاب قدیمی شده!!

حجاب قدیمی شده!!

زن

در آخرین سفر حج پیامبر اسلام(ص) که به حج وداع معروف شده، تعداد زیادی از مسلمان ها ایشان را همراهی می کردند و طبیعتاً از فرصت به وجود آمده برای پرسش سؤال هایشان از آن حضرت(ص) بهره می بردند. در این بین یکی از زنهای مسلمان خدمت ایشان رفت تا مطلبی از ایشان بپرسد. در همین حال یکی از یاران پیامبر(ص) به نام فضل بن عباس پشت سر ایشان نشسته بود. پیامبر(ص) در حالی که به سؤال آن زن جواب می دادند متوجه شدند نگاه آن زن و فضل به هم گره خورده و چشم به چشم هم دوخته اند. حضرت(ص) به آرامی برگشتند و دستشان را روی گونه ی فضل گذاشته و با مهربانی صورت او را برگرداندند و فرمودند: « یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند. »

 

به ادامه مطلب بروید..
ادامه نوشته

حجاب ، نه افراط نه تفریط

زن

اگر به انسان وساختار وجودی او، چه ازلحاظ جسمی و چه از نگاه روحی، بنگریم و از این رهگذر، نظری به انگیزه های نهفته و امیال گوناگون خفته در سرشت و خمیرمایه وجودی او كه «فطرت» نامیده می شود ، بیندازیم به راحتی درمی یابیم كه ازجمله نیرومندترین، بزرگترین و برترین نیروهای موجود در او ، حس و غریزه «جنسی» است.

میلی نیرومند كه اگر درمسیر صحیح و راه درست خویش هدایت نشود ، به سهولت سرچشمه گناهان بزرگ و معاصی نابخشوده می شود و پیامدی جز تبدیل زندگی پرنشاط و پویای انسانی به جان كندنی سراسر حزن، اندوه و تباهی درپی نمی آورد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

نگاهی كوتاه به خون ریزی ها، جنگ ها و عصیان های پدیدارشده درتاریخ تمدن بشری، بیش از همیشه، این واقعیت تلخ را جلوه گر می سازد كه:انسان درهیچ زمینه ای به این اندازه و پایه آسیب پذیر نیست و هیچ نیرویی درایجاد سركشی در نهاد او ، به پای این میل غریزی نمی رسد.

 

اندیشمندان و روشنفكران، با توجه به چنین نكته ای، از دیروز تا به امروز همراه با طرح فرضیه های گوناگون و ارائه نظریه های مختلف، سعی درمقابله اصولی و از رهگذر آن ، چاره جویی بنیادین در رویارویی با این غریزه و میل فطری داشته اند و دراین راه ، تاكنون نظریه های مختلف و متفاوت را بیان كرده اند. گروهی چون مانی، بودا و تولستوی گفته اند كه این میل نهفته و غریزه ذاتی را به كلی  باید از بین برد تا انسان و جامعه انسانی از آسیب های آن در امان باشد و گروهی دیگر چون فروید درمقابله با این نظر «افراطی» چنین گفته اند كه بازگشایی سدها و مجوز پیش روی به این میل در جامعه سبب ساز كاهش میزان جرم و ارتكاب جنایت در جامعه می شود.

درگیر و دار كشاكش میان این دونظر ، كه یكی جانب « افراط » می پیماید و دیگری جانب « تفریط » مكتبی زندگی آفرین چون « اسلام » كه همواره از جایگاه «اعتدال» و گریز از « افراط » و « تفریط » سخن می گوید ، راهكاری میانه و معتدل را ارایه كرده است.

راهكاری كه به رغم گذشت چهارده قرن از پیدایی آن، هنوز بوی تازگی از آن برمی خیزد ، اسلام، میل جنسی را به « رسمیت » می شناسد و حتی آن را پلید نیز نمی داند به شرط آن كه به درستی و با شیوه ای مناسب در مسیر « انسان ساز » خویش به حركت درآید.

 

راهكار مكتب « اسلام » درچنین اندیشه ای و درمقام عمل به آن به طوركلی، در دو راهبرد زیر خلاصه می شود:

الف- اقدام های كوتاه مدت و میان مدت چون ازدواج سهل و آسان درجامعه و ترویج فرهنگ آن درمیان اقشار گوناگون به ویژه جوانان.

ب- اقدام های بلندمدت و اساسی چون ازبین بردن زمینه های به كارگیری ناسالم این میل درجامعه برپایه دستورات و ارزش هایی چون: حجاب، عفاف، خویشتنداری و پرهیز از اختلاط بی رویه زنان و مردان.

این دو راهبرد كه برگرفته از دستورات صریح و فرمان های روشن پروردگار درقرآن، كلام الهی، است ما را دربیان فلسفه وجودی و «وجوبی» حجاب، و به بیانی درست تر پوشش، با نكاتی چون نكات زیر مواجه و روبرو می سازد:

 

الف- «امنیت» در معنای عام و در تمام ابعاد.

ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی روانی، از جمله مسایلی است كه در اندیشه اسلامی به آن، توجه كافی شده است. این اندیشه و توجه ، تا بدان پایه از ارزش و اعتبار برخوردار است كه از عمده وظایف دولت اسلامی، « ایجاد امنیت همه جانبه در جامعه» است.

برهنگی به معنای عدم پوشش و ناپوشیدگی در جامعه یا تضعیف و كم توجهی به آن، به دنبال خویش، پیامدهایی ناگوار چون آرایش، خودآرایی و عشوه گری را به همراه دارد و مردان و به ویژه جوانان را در معرض تحریك دایم عصبی و ایجاد التهاب و هیجان دروغین زودگذر در جامعه قرار می دهد.

این بار هیجان و التهاب آن چنان است كه گاه فرد را به بیماری روانی مبتلا می سازد و از این رو، او را به اعمالی وا می دارد كه سرچشمه بسیاری از مفاسد و معاصی دیگر می شود.

 

ب- نگاهی گذرا به متلاشی شدن خانواده ها در جوامع مختلف .

 نكته ای مسلم را به خودنمایی وامی دارد و آن این است كه: درهم شكستن حریم خانواده و برهنگی روزافزون در جامعه انسانی، جدایی(طلاق) و از هم گسیختگی خانواده ها و در پیامد آن، پدیده ای تلخ و جانسوز چون «فرزندان طلاق» را درپی می آورد ، زیرا در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند ، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند ، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

ج- بسط و گسترش دامنه فحشا در جامعه و افزایش شمار فرزندان نامشروع.

 از دیگر دلایل این فلسفه «وجوبی» است. نگاهی كوتاه به آمار تولد فرزندان نامشروع در كشور ایالات متحده آمریكا (سال 1999میلادی) نشان گر آن است كه درحدود فرزندان تازه تولد یافته، فرزندان تازه ولادت یافته نامشروع هستند. اگر صادقانه و با انصاف به شكل گیری چنین روندی نظر اندازیم، مشاهده می كنیم كه از جمله بسترسازهای اساسی در وقوع چنین فرآیندی، برهنگی و روابط بی حد و حصر در میان زنان و مردان است.

 

د- هنگامی كه «برهنگی» زن در جامعه به ارزش تبدیل شود ، پیامد طبیعی آن «افزایش » روزافزون آرایش و خودنمایی او در جامعه است. در چنین جامعه ای، زن دیگر از راه ارایه «علم»، «آگاهی» و «دانایی» ارزش نمی یابد. بلكه چون «عروسكی» از راه جاذبه جنسی افزون تر به وسیله كسب درآمد گروهی انسان آلوده  تبدیل می شود و كار را به جایی می رساند كه این اصل در جامعه، پای می گیرد كه: «هرچه جاذبه جنسی افزون تر، ارزش شخصیتی بیشتر!»

در ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش ترین شهرت زنان در وسایل ارتباط جمعی و افكار عمومی از آن زنان «هنرپیشه» و «آوازه خوان» بود؛ آن چنان كه هرچه این زنان در شكستن حریم اخلاقی جامعه از خود سخت كوشی بیشتری نشان می دادند، به همان اندازه، بر صفحه مطبوعات و قاب تلویزیون از ارزشی افزون تر برخوردار می شدند.

 

منبع : پیام شرق – با تلخیص

تنظیم برای تبیان:داوودی

رابطه دختر و پسر

در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1.  ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)

2.  ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)

3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است. 

www.porseman.org

www.hwup.blogfa.com

 

ادامه نوشته