بسم الله الرحمن
الرحیم
جهان بدون استثناء
سراسر علت و معلول و تغییر و تحول است.
هیچ لحظه ای با
سکون مطلق جهان وجود نداشته و نخواهد داشت
اعتقاد به شانس یک
اعتقاد ناخواسته نادانسته کفران نعمت است
اعتقاد به شانس شما
را از یاد خدا می اندازد از اینکه شما میدانید همه چیز علت و معلول است غافل میکند
همه چیز به شرطی
های ذهن شما و پاره ای امور و امداد های غیبی که بنا به دلایلی از انها در شرایط
مکانی زمانی معینی بهره مند میشوید یا نمیشوید، مربوط میشود.
گاهی چند اتفاق
طوری میافتد که ظاهرا مطابق میل ما نیست و در حقیقت به صلاح ما بوده اما ما
عجولانه باور میکنیم که کلا بدشناس هستیم و از این رو ذهنمان این باور را مکش
میکند و به خودش میچسباند و رویداد های بعدی در آینده را مطابق با این باور و برای
تایید این باوری که به خورد ذهن ناخود آگاهمان داده ایم، طوری برنامه ریزی میکند
که باز هم تایید کنیم که بله من واقعا شانس ندارم.
در حالی که اصلا
چیزی به نام شانس وجود ندارد و ابدا شایسته نیست یک مسلمان با تعالیم دینی که
معتقد است همه چیز در طول اراده ی خداست، بگویید شانس ندارم.
این باور ما را از
یاد دیگر نعمت ها و داشته ها غافل میکند. برا همین مرتب برایمان اتفاقاتی
میافتد و خواهیم گفت بدشناسی اورده ایم.
این باور با قانون مندی های الهی دست به کار میشوند تا به خاطر غفلت از نعمت یا به
قولی کفران نعمت، شایستگی شرایط خوب که خود هم نعمتند را از دست بدهیم. البته ضمن
این زمان باز هم ممکن است ناکامی های به صلاح روی دهد که صد البته گروهی هم هستند
که تصور میکنند بیشتر ناکامی هایشان خواسته خدا بوده و یا اشتباهی راضی میشوند یا
سر خدا غر میزنند. هر دو گروه اشتباه میکنند.چه از سمت راست طناب مرتفع بیافتیم چه
از سمت دیگر هیچ فرقی ندارد.
اعتقاد به شانس
چیزی در مایه های اعتقاد به تقدیر به معنای جبری گری است.
شانس اصلا وجود
ندارد که بخواهد استثناء هم داشته باشد
شانس هم یک باور
است و مثل هر باوری موثر بر حالات و شرایط
شایسته نیست که
وقتی حتی کافران ماتریالیست امروزی که از سمت دیگر در حال سقوط هستند، به شانس
اعتقادی ندارند ،ما مسلمانان چنین اعتقاد پوچ و بی اساسی داشته باشیم. چرا که با
وجود چنین اعتقادی آگاهانه یا نا آگاهانه در حال پذیرفتن این هستیم که یک جاهایی
در آفرینش نقص و بی عدالتی هست در صورتی که اصلا چنین نیست و تمام بی عدالتی ها
ناشی از اشتباهات و باورهای اشتباه یا شیطانی انسانها است.
یک ماتریالیست علت
و معلول ها را صرفا منحصر به روابط میان انرژی و ماده میداند و حتی نمیتواند توجیه
علمی دقیقی بر اساس ماده برای اموری مثل اختیار، بیاورد. فرق ماتریالست ها با
مؤمنین به وجود خدا، همین است.مومن میگوید از عالم فراماده هم تاثیراتی بر شرایط
عالم ماده می آید و بلعکس. شایسته نیست چون ما هم باوجود اعتقاد به فراماده،باوری
داشته باشیم که نه مربوط به بعد مادی باشد نه بعد ماوراءالطبیعه. بهتر است عمیقا
ریشه یابی کنیم تا دچار چنین کژفهمی ها و باورهای بی پایی چون شانس نشویم.
در نهایت باورهای
ما یا ریشه ی خدایی دارند یا از فریب شیطان ناشی میشوند.
روابط میان موجودات
و رویدادها تماما علت و معلولی است و این علل ممکن است به صورت طولی یا عرضی باشند.
گاهی هم مثلا به
دلیل یک یا چند کفران نعمت عملی یا کلامی
، یا یک کار ناشایست مثل غیبت کردن دیگران،یک یا چند بار گناه کبیره،یک نماز بدون اخلاص،یک بار عدم توجه به مستحق توجه،یک بار رعایت نکردن
حق الناس،رد شدن در یک یا چند امتحان حتی
کوچک زندگی ، دروغ و... در مدتها قبل، امروز با محروم شدن از چیز مفیدی که دوست
داریم، یا بدست نیاوردن آنچه که میخواستیم و مفید بوده، گناهمان پاک میشود و این
از رحمت خداست. پس نباید ناراحت شد.
علت نهایی
رویدادهای ناخوشایند یکی از این چند مورد است
-
امتحان خدا
-
نفرین دیگران و انرژی منفی دریافت شده از دیگران
مثل چشم زخم، سحر و جادو و...
-
افکار و باور های منفی، بد بینی به خود و شرایط و
دیگران
-
زیر پا گذاشتن حق الناس، پارتی بازی و ...
-
دلایل ماورای طبیعه که به دلیل عدم توجه خالصانه
به خدا ممکن است روی ما تاثیر منفی از جانب اجنه منفی...
-
صلاحیت و تواما امتحان صبر
-
باور بدشانس بودن
-
انجام دادن کارهای مکروه که از نعمتهای بیشتر
خداوند محروم میکند
-
دعا نکردن و کمتر درخواست کردن از خدا
-
اعتقاد بیش از حد به بی عدالتی مثلا : تا پارتی
نداشته باشیم به جایی نمیرسیم، همه چیز به پول است و...
-
تلاش نکردن به حد لازم برای رسیدن به هدف یا تلاش
نادرست و در جهت عکس عمل کردن در عین
ناآگاهی
-
تاوان گناهان گذشته
-
طمع و حرص و حسد
-
بد نیتی و بد بینی و فال بد زدن
علت نهایی امور و
رویدادهایی که خوشایند است را ممکن است عده ای به سبب خوش شانسی بدانند حال اینکه
اصلا چنین چیزی نیست و بیشتر علتها عکس علتهایی است که در مورد رویدادهای
ناخوشایند گفته شد.
-
امتحان خدا
-
دعای خیر دیگران
-
افکار و باورهای مثبت چه آگاهانه و چه نا آگاهانه
، فال خوب زدن، خوب شروع کردن امور،خوش بینی و ..
-
باور خوش شانس بودن
-
انجام کارهای مستحب
-
دوری از گناهان
-
در خواست کمک از خدا و توسل به دیگران
-
صلاحیت و شایستگی
-
اعتقاد به خود و به پاسخگویی کائنات
-
پاداش کارهای نیک گذشته
-
یاری و کمک به دیگران به شکل غافلگیری
-
غافلگیری اموات
-
ایثار و از خود گذشتگی
-
شروع کردن روز خود با سرخوشی و خوشحالی
-
اهل شروع با نام و یاد خدا بودن
گاهی که برای ما
اتفاق ناخوشایندی می افتد و فورا غر غر میزنیم و میگوییم بد شناسی آورده ایم.کافی
است که کمی عمیقتر فکر کنیم تا متوجه شویم شرایط میتوانست بسیار بدتر هم بشود و چه
خطراتی که از بیخ گوش ما نگذشته و ما از آنها بی خبر بوده ایم.
یا مثلا گاهی با
نام و یاد خدا شروع میکنیم اما شرایط نسبتا خوبی نمی آوریم. چرا؟ چون ممکن است یکی
از دلایل بالا عامل شوند. اما مطمئنا همین شروع با نام و یاد خدا در امروز، در جای
دیگری در آینده ی دور یا نزدیک که یاد خدا هم نیستیم،به کمک ما می آید. خدا بسیار
رحمان و عادل مطلق و رحیم است چه ما بدانیم و چه ندانیم.
باور شانس یک باور
اکتسابی است که مثل خود کلمه ی شانس از محیط
و اغلب در دوران کودکی کسب میشود.
میتوان خود باور
پوچ شانس را دور زد و تاثیر جالبی بر ضمیر ناخود آگاه گذاشت. یک باور بی اساس اما
شاکرانه هم میتواند برعکس باور بدشانسی که کافرانه است، شاکرانه باشد و تنعم و
شادی بیاورد. پس حتی در اوج شرایط ناخوشایند تکرار شونده پشت سر هم نیز باور
بدشانس بودن را به ذهنمان ندهیم. یادمان باشد داستان واقعی صبر ایوب پیامبر را که
هیچ کدام از اتفاقات سخت زندگیش را باور بس اساس و بدون توجیه علمی به نام شانس
نمیتواند توجیه کند.
شانس و احتمال
گاهی در گفتار
روزمره در تخمین احتمال یک رویداد بجای به کار بردن کلمه ی احتمال از کلمه ی شانس
و به معنای احتمال رویداد استفاده میکنیم که ظاهری شبیه به شانس که در بالا گفته
شد دارد اما در حقیقت متفاوت است.
سخن آخر : آگاهانه
زندگی کنیم، از زندگی لذت ببریم
سین ت و توفیق ح
--------------------
به ادامه مطلب هم سرکی بکشید - مطالب خوبی نقل کرده ایم