هركسي نميتونه تا آخرش برنده بمونه
سلام. سال نو رو به همه ي شما تبريك مي گم.
اين توقف يكي دو ساله در اين وبلاگ شش ساله گذاري بود از سطح خودم به عمق خودم.
دو سه ماهه بدجوري دلم براي قديما ( اوايل نوجوونيم و كمي قبل تر و كمي بعدش) لك زده. با خودم ميگم چه صفايي داشت اون روزها. گاهي اشكمم ميخواد در آد. گاهي از حماقت هاي كوچك هفده هجده سالگيم خندم ميگيره.
هفت خال سطح پوسته ي تو چه سود دارند. بايد به دنبال هفت الماس درونت بگردي. سه سال پيش كه براي اولين بار كنكوري بودم گاهي تحت تاثير هوش هيجاني داغ شده لا اقل واسه دل خودم متنهاي رمز آلود مي نوشتم.
حالا اما اينطور نيست. يه جورايي حس وب نويسي و واضح نويسي سابق تو وب رو ندارم. هر چند ماهي ميام نمايندگان خطوط هزاران خطي كه تو دل و ذهن و فوادمه رو يه جا مينويسم.انتخاب اين نمايندگان دست خودم نيست. واس همين كمي قاطي ميشه و ظاهر رمز آلود به خودش ميگيره. . جدا از بحث اشلون و ان اس اي پوكيده ي يو اس اي حرف ميزنم. تغييرات كم نبوده. بهر حال قانون لذت از زندگي قانون تغييره. البته دائم بايد مثبت باشه و گاهي يك قدم برگشتن هم تغيير مثبتيه. هر چند نه تو هر چيز. وقتي كمي بيشتر خوندم فهميدم در شنيدن تاثيري است كه در گفتن نيست.شنيدن مهم تر از گفتنه و گرنه بعد از مرگ دو روز زبون داشتيم بجاي شنوايي.براي همين مطالعه رو به نوشتن در وب ترجيح دادم. مطالعه شيرينتره و با سرعت خيلي بيشتري از خواننده انسان زيبايي مي سازه تا نوشتن. ننوشتن زيادي هم خوب نيست. بالاخره كتابها رو هم يكي نوشته كه ما ميتونيم بخونيم. راستي. چقد خوبه آدم سعي كنه برنده بمونه و نبازه. و تو چقد زود باختي مقابل اين توفان خر خراش. توفان سختيه ولي من فكر ميكردم تو محكمتري و ريشه دارتر.
يه افتحار كوچيكي كه دارم و در چارچوب اين وظيفس كه هشيار و مراقب خودم باشم اينه كه هرگز وارد زمين دشمنم نشدم و محض كنجكاوي هم كه شده باشه فيس بوكي نشدم.براش اندازه موهاي سرت دليل دارم.
اينجا(محل زندگي ) اين زمان و امثال اين مكان جاي اين است كه گفته شود : خواهي نشوي رسوا مقاومت كن و همرنگ جماعت نشو
پيروز و سربلند باشي



مواظب افکارت باش چون گفتارت میشوند..مواظب گفتارت باش چون رفتارت میشود.. مواظب رفتارت باشچون عادات میشود.مواظب عاداتت باش چون منش و شخصیتت میشود.. مواظب شخصیتت باش چون سرنوشتت را موجب میشود.