*هر تمدنی نقاط ضعفی دارد
*هر تمدنی نقاط ضعفی دارد
نمیدونم چند ماه پیش که یک پست دادم : جوان ایرانی اگاه باش
بعضی ها چرا نرم افزار مغزشون میخواهد فقط و فقط به هر شکلی مخالفت کند و از طفی ادعای احترام به اعتقادات دیگری میکنند
خلاصه منظور بنده این نبود که طرفدار پر و با قرص دولتمان هستم. من فقط از توطئه های آشکار دشمنان که بعضی ها همان ها را هم متوجه نمیشوند با زبانی واضح سخن گفته بودم و نظرم این بود که ماها بجای نق زدن سر خودی ها، خودمان به صورت غیر مستقیم و با ذهن و باور خود روی مسئولین برای سازندگی و آبادانی کشور موثر شویم نه اینکه همه جا بخواهیم از زور استفاده کنیم و بعد که زورمان در یک زمان و مکان مشخص، نرسید ، تر و خشک را با هم بسوزانیم چرا که سوزاندن تر و خشک و ندیدن جوانب و نقاط قوت، نشان دهنده ی ایرادی در درون خود است. چرا ما همیشه باید صرفا از روی قیافه،نژاد،ضعفها، عدم تطابق طرف با میل و هوای ما، در مورد او قضاوت کنیم و عقل را به صورت نیمه، دخیل کنیم.
بنده فقط گفته بودم که هر کسی باید از خودش شروع کند. هر تمدنی هم نقاط ضعفی دارد. تا خودمان را تغییر نداده ایم اینقدر سرمسئولین بالادست نق نزنیم. درونمان را چند درجه ای تغییر بدهیم چرا که متاسفانه ما عادت کرده ایم عجولانه قضاوت کنیم و یکسری جوانب بسیار مهم را بررسی نکنیم. جوانبی مثل بررسی بسیار دقیق اثر گذاری فرهنگ های دیگر بر روی اندیشه ی مردم ما از راه رسانه ها.
بنده وقتی دیدم در وجود خود من، با تمرکز روی نقاط قوت و ویژگی های مثبتم، به طور کلی شدت نقاط ضعفم کاسته و در عوض نقاط قوت جدیدی به وجودم اضافه و سایر نقاط قوت تقویت میشوند به این نتیجه رسیدم که از آنجا که اذهان عمومی هم در حقیقت به هم متصل هستند،هم از این قاعده مستثنی نیستند و با تمرکز عمومی بر روی جوانب مثبت حقیقی و نه مجازی جامعه ی خودی، بر روی همه چیز اثر گذاری مثبت خواهیم داشت.
در بسیاری از جوامع با سیاستی خوش فرم و مثبت، باوری مثبت در مورد بخشی از دستگاه حکومتی در اذهان عمومی پایه گذاری میکنند.
من با بخشهای مثبت فرهنگ غربی ابدا منافاتی ندارم و تضاد من با دستگاه حکومتی آنهاست نه مردم ظاهرا آزاد اما حقیقتا به بردگی در آمده ی آنها که بی آنکه بدانند، بسیار مظلومتر از مسلمانانند.
اگر دقت کنید، بیشتر ضد دولتی ها و کسانی که همه جور مخالفند، کسانی هستند که یا ایمان ضیفی دارند و تا حد بالایی سکولاریزه شده هستند یا به طور کلی کافر هستند و همه چیز را منحصرا به همین زندگی مادی دنیا میدانند و احساس میکنند حتی ابتذال هم فرصت لذت از زندگی است که توسط دولت وقت در حال پایمال شدن است.
تذکر اینکه در مورد نوشتن آن مطلب ریز بینانه و دقیق بررسی کردم نه اینکه از صافی های محدود ذهنی گذرانده باشم. کاری به این ندارم که هرکس دنیا را دریچه ی دل روشن یا تاریک خود و متفاوت میبیند.
روح آن مقاله این بوده که ای هموطن، خودت باش و از خودت شروع کن تا شرایط تغییر کند. اگر کافر زیاده خواهی که آنچه را که بر خود نمیپسندی بر دیگران میپسندی اینقدر از آزادی حرف نزن وقتی تعریف درست و واضح و همه جانبه مشخصی از آن نداری. وقتی نمیدانی وجدان چیست و به چه شکل از کجا سرچشمه میگیرد. وقتی تناقض های سخنان جداگانه ات را سرپوش میگذاری و یا از آنها غافلی و در کنار هم بررسی نمیکنی در حالی که تناقض بافی علیه مخالفینت میکنی. وقتی تصور تو غربی های غرق در کالبد و جسد و مادیات به خاطر آن زندگی مادی خوشبختند در حالی آمار بسیاری از رویداد های تاثرآمیز در آنجا بسیار است و تو این ها را در نظر نمیگیری. وقتی تا منظور یک سخنگوی دولتی خودی را با دیده ی سطحی نگاه میکنی و در مورد اشتباه یا درست بودنش قضاوت میکنی و ریشه های اشتباه او را نمیدانی چه هستند و چه نیستند و فورا میخواهی حکم بدهی آن هم از روی تعالیمی که صرفا درد هوای نفس تو را موقتا تسکین میدهند.
باز هم تذکر میدهم بر خلاف ظاهر نوشته ها، بحث طرفدارحکومت بودن یا نبودن نیست. بررسی شرایط انسان هایی است که نمیدانند حلقه ی چرخه ی تاثیر علت و معلولی مردم و راس مردم یعنی چی نمیدانند چگونه ریشه بیابند و چقدر وقت صرف تفکر روی ریشه ها کنند که آیا این ریشه حقیقت دارد یا ذهن من به صورت نامحسوسی از طریق شخصی یا جایی یا باور اشتباهی در خودم، هدایت شده و حقیقت چیز دیگری است. عادت کرده به اینکه فقط دوست دارم نظر بدهم و حکم کنم که چون مطابق میل برخاسته از هوای و هوسم رفتار نمیکنند،آنها انسان های پستی هستند که نیاز مرا درک نمیکنند.
بگذریم. بررسی های و سنجشهای بسیار پیچیده وعمیقی هست که این جماعت نمیدانند چگونه و در کجا انجام دهند. اگر بخواهم خیلی در عمق فرو بروم بایستی ده ها هزار خط ولو با ایجاز سخن، بنویسم.
هیچ وقت نگفتم از وضعیت کنونی جامعه و کشورم راضیم. اتفاا با وجود نظارتهایی که خیلی جاها نمیشود، رشوه خواری ها و پول بازی ها،و عدم توانایی کنترل بعضی از امور و عدم مهره چینی های صحیح، آموزش و پرورش واقعا ضعیف،عدم توصعه ی برخی صنایع بنا به دلایل بیجا،عدم نظارت بر علوم ترجمه شده و وارد شده،دانشگاه آزاد اسلامی و بی اعتباری آن،عدم اجرای حکم قصاص بعضی ها که پول...،عدم توانایی برپایی نظم عمومی و دستگاهی به صورت صحیح و مشوق به توصعه نظم،خرید و فروش بسیاری از مهره های کوچیک و بزرگ قضایی،عدم تقسیم عادلانه ی بودجه ها در مورد مکان ها، و امور مختلف در زمان و مقدار لازم خودشان،و عدم توانایی کنترل آنهایی که با نشر ابتذال با فرهنگ بازی میکنند، ضعف در نوآوری خاص در فناوری اطلاعات، مثلا توانایی ساخت بازی های رایانه ای قدرتمند در برابر بازی های رایانه ای که اثرات تخریب ذهن و روان و فرهنگ دارند،عدم توانایی اشتغال زایی قوی با وجود این همه مواهبی که در کشور وجود دارد، عدم توانایی جلوگیری از فرار مغزها وخیلی از چیزهای دیگه. که البته انصافا بعضی از موارد رو گرچه دیر اما در حال پیشروی هستیم اما بعضی دیگه رو واقعا باید بجنبیم و اگر کاری نکنیم خیانته به ملته.




مواظب افکارت باش چون گفتارت میشوند..مواظب گفتارت باش چون رفتارت میشود.. مواظب رفتارت باشچون عادات میشود.مواظب عاداتت باش چون منش و شخصیتت میشود.. مواظب شخصیتت باش چون سرنوشتت را موجب میشود.