*هر تمدنی نقاط ضعفی دارد

پاسخ به اون که در جواب مطلب : جوان ایرانی آگاه باش بهم گفت تو جوگیری

*هر تمدنی نقاط ضعفی دارد

نمیدونم چند ماه پیش که یک پست دادم : جوان ایرانی اگاه باش

بعضی ها چرا نرم افزار مغزشون میخواهد فقط و فقط به هر شکلی مخالفت کند و از طفی ادعای احترام به اعتقادات دیگری میکنند

خلاصه منظور بنده این نبود که طرفدار پر و با قرص دولتمان هستم. من فقط از توطئه های آشکار دشمنان که بعضی ها همان ها را هم متوجه نمیشوند با زبانی واضح سخن گفته بودم و نظرم این بود که ماها بجای نق زدن سر خودی ها، خودمان به صورت غیر مستقیم و با ذهن و باور خود روی مسئولین برای سازندگی و آبادانی کشور موثر شویم نه اینکه همه جا بخواهیم از زور استفاده کنیم و بعد که زورمان در یک زمان و مکان مشخص، نرسید ، تر و خشک را با هم بسوزانیم چرا که سوزاندن تر و خشک و ندیدن جوانب و نقاط قوت، نشان دهنده ی ایرادی در درون خود است. چرا ما همیشه باید صرفا از روی قیافه،نژاد،ضعفها، عدم تطابق طرف با میل و هوای ما، در مورد او قضاوت کنیم و عقل را به صورت نیمه، دخیل کنیم.

بنده فقط گفته بودم که هر کسی باید از خودش شروع کند. هر تمدنی هم نقاط ضعفی دارد. تا خودمان را تغییر نداده ایم اینقدر سرمسئولین بالادست نق نزنیم. درونمان را چند درجه ای تغییر بدهیم چرا که متاسفانه ما عادت کرده ایم عجولانه قضاوت کنیم و یکسری جوانب بسیار مهم را بررسی نکنیم. جوانبی مثل بررسی بسیار دقیق اثر گذاری فرهنگ های دیگر بر روی اندیشه ی مردم ما از راه رسانه ها.

بنده وقتی دیدم در وجود خود من، با تمرکز روی نقاط  قوت و ویژگی های مثبتم، به طور کلی شدت نقاط ضعفم کاسته و در عوض نقاط قوت جدیدی به وجودم اضافه و سایر نقاط قوت تقویت میشوند به این نتیجه رسیدم که از آنجا که اذهان عمومی هم در حقیقت به هم متصل هستند،هم از این قاعده مستثنی نیستند و با تمرکز عمومی بر روی جوانب مثبت حقیقی و نه مجازی جامعه ی خودی، بر روی همه چیز اثر گذاری مثبت خواهیم داشت.

در بسیاری از جوامع با سیاستی خوش فرم و مثبت، باوری مثبت در مورد بخشی از دستگاه حکومتی در اذهان عمومی پایه گذاری میکنند.

من با بخشهای مثبت فرهنگ غربی ابدا منافاتی ندارم و تضاد من با دستگاه حکومتی آنهاست نه مردم ظاهرا آزاد اما حقیقتا به بردگی در آمده ی آنها که بی آنکه بدانند، بسیار مظلومتر از مسلمانانند.

اگر دقت کنید، بیشتر ضد دولتی ها و کسانی که همه جور مخالفند، کسانی هستند که یا ایمان ضیفی دارند  و تا حد بالایی سکولاریزه شده هستند یا به طور کلی کافر هستند و همه چیز را منحصرا به همین زندگی مادی دنیا میدانند و احساس میکنند حتی ابتذال هم فرصت لذت از زندگی است که توسط دولت وقت در حال پایمال شدن است.

تذکر اینکه در مورد نوشتن آن مطلب ریز بینانه و دقیق بررسی کردم نه اینکه از صافی های محدود ذهنی گذرانده باشم. کاری به این ندارم که هرکس دنیا را دریچه ی دل روشن یا تاریک خود و متفاوت میبیند.

روح آن مقاله این بوده که ای هموطن، خودت باش و از خودت شروع کن تا شرایط تغییر کند. اگر کافر زیاده خواهی که آنچه را که بر خود نمیپسندی بر دیگران میپسندی اینقدر از آزادی حرف نزن وقتی تعریف درست و واضح و همه جانبه مشخصی از آن نداری. وقتی نمیدانی وجدان چیست و به چه شکل از کجا سرچشمه میگیرد. وقتی تناقض های سخنان جداگانه ات را سرپوش میگذاری و یا از آنها غافلی و در کنار هم بررسی نمیکنی  در حالی که تناقض بافی علیه مخالفینت میکنی. وقتی تصور تو غربی های غرق در کالبد و جسد و مادیات به خاطر آن زندگی مادی خوشبختند در حالی آمار بسیاری از رویداد های تاثرآمیز در آنجا بسیار است و تو این ها را در نظر نمیگیری. وقتی تا منظور یک سخنگوی دولتی خودی را با دیده ی سطحی نگاه میکنی و در مورد اشتباه یا درست بودنش قضاوت میکنی و ریشه های اشتباه او را نمیدانی چه هستند و چه نیستند و فورا میخواهی حکم بدهی آن هم از روی تعالیمی که صرفا درد هوای نفس تو را موقتا تسکین میدهند.

باز هم تذکر میدهم بر خلاف ظاهر نوشته ها، بحث طرفدارحکومت بودن یا نبودن نیست. بررسی شرایط انسان هایی است که نمیدانند حلقه ی چرخه ی تاثیر علت و معلولی مردم و راس مردم یعنی چی نمیدانند چگونه ریشه بیابند و چقدر وقت صرف تفکر روی ریشه ها کنند که آیا این ریشه حقیقت دارد یا ذهن من به صورت نامحسوسی از طریق شخصی یا جایی یا باور اشتباهی در خودم، هدایت شده و حقیقت چیز دیگری است. عادت کرده به اینکه فقط دوست دارم نظر بدهم و حکم کنم که چون مطابق میل برخاسته از هوای و هوسم رفتار نمیکنند،آنها انسان های پستی هستند که نیاز مرا درک نمیکنند.

بگذریم. بررسی های  و سنجشهای بسیار پیچیده وعمیقی  هست که این جماعت نمیدانند چگونه و در کجا انجام دهند. اگر بخواهم خیلی در عمق فرو بروم بایستی ده ها هزار خط ولو با ایجاز سخن، بنویسم.

هیچ وقت نگفتم از وضعیت کنونی جامعه و کشورم راضیم. اتفاا با وجود نظارتهایی که خیلی جاها نمیشود، رشوه خواری ها و پول بازی ها،و عدم توانایی کنترل بعضی از امور و عدم مهره چینی های صحیح، آموزش و پرورش واقعا ضعیف،عدم توصعه ی برخی صنایع بنا به دلایل بیجا،عدم نظارت بر علوم ترجمه شده و وارد شده،دانشگاه آزاد اسلامی و بی اعتباری آن،عدم اجرای حکم قصاص بعضی ها که پول...،عدم توانایی برپایی نظم عمومی و دستگاهی به صورت صحیح و مشوق به توصعه نظم،خرید و فروش بسیاری از مهره های کوچیک و بزرگ قضایی،عدم تقسیم عادلانه ی بودجه ها در مورد مکان ها، و امور مختلف در زمان و مقدار لازم خودشان،و عدم توانایی کنترل آنهایی که با نشر ابتذال با فرهنگ بازی میکنند، ضعف در نوآوری خاص در فناوری اطلاعات، مثلا توانایی ساخت بازی های رایانه ای قدرتمند در برابر بازی های رایانه ای که اثرات تخریب ذهن و روان و فرهنگ دارند،عدم توانایی اشتغال زایی قوی با وجود این همه مواهبی که در کشور وجود دارد، عدم توانایی جلوگیری از فرار مغزها وخیلی از چیزهای دیگه. که البته انصافا بعضی از موارد رو گرچه دیر اما در حال پیشروی هستیم اما بعضی دیگه رو واقعا باید بجنبیم و اگر کاری نکنیم خیانته به ملته.

احترام به عقیده ی دیگری

 

احترام به اعتقاد دیگری در چارچوب مشخصی است و به این معنی نیست که اجازه دهیم با آن اعتقاد افتضاحات عمومی به بار بیاورد. بلکه میگوییم در حد خودش آن اعتقاد را نگه دارد یا میتواند به دیگری هم بگوید. یا اگر به ما در رابطه با اعتقاد خودش سخن گفت اگر به نظر ما اشتباه است، فورا و در جا نپریم و به او نظر بدهیم که اعتقاد شما چرت و پرت و بی اساس است. بجای اینکار اگر واقعا دلسوز او هستیم ، در صورتی که تشنه باشد به او لیوان آب آن هم نصفه بدهیم نه اینکه بیاییم او را زیر بمباران اعتقاد خودمان قرار دهیم. لب مطلب این است که به خود صاحب عقیده تا یک حد مشخص احترام بگذاریم تا به خودمان احترام گذاشته باشیم. صرف نظر از اینکه عقیده ی او چیست. اگر میدانیم و مطمئنیم چیزی بیشتر میدانیم در برابر او جبهه نگیریم. در زمان و مکان و شرایط مناسب ابراز کنیم.


ت ح

بحث سیاسی میکنی؟ اینجوری ...

 

 بحث سیاسی کردن بین خیلی از جوونا و به خصوص جوونای محترم قشر بیکار و دانشجو باب شده. چیزی که جالبه اینه که بالای 90 یا شاید 95% این عده ی عزیز حرفهاشون صرفا نقل صرف نظر از توجه و تجزیه و تحلیل و بررسی عقلانی و منطقی  درست یا غلط این مسائله است.
من خودم اهل بحث های سیاسی نیستم اما ازونجا که عده ی زیادی رو میبینم که حرف مفت و غالبا تکثیر شده ای که خودشونم نمیدونن منشائش از کجا اومده  نقل میکنند بر آن شدم که ضمن بررسی و نقد این قضیه یکسری راهکار به علاقه مندان در این زمینه بدم.
اینکه جوونا دلشون به حال مملکتشون بسوزه و خواهان آبادانی و قرار گیری کشورشون در یک  جایگاه ویژه ما بین تمامی ملت ها خیلی خوبه. اما اکثر این جوونا فقط وانمود میکنند و یا تصور میکنند یک چیزهایی از این زمینه ها و قرار گیری ها و نظم های اجتماعی بلدند.
این جوجه زبون بازهایی که هر جای عمومی و تو سایت هایی مثل کلوب از آزادی و سیاست و ... حرف میزنند و همچین آرایه های ادبی را علیه کسی یا چیزی آب و تاب میدهند  الاف های بیکاری هستند که بلد نیستند در مسیر نبوغ نهفته ی درونشون حرکت کنند و خیل عظیمی از این قشر رو انسان های منفی نگر و به کل منفی نگر یا به تعبیری اشخاصی که به طرف منفی سکه ی هر چیزی نظر دارند ، تشکیل میده. ذهن و ضمیر ناخود آگاه این دسته در طول زمان طوری برنامه ریزی شده که به هر چیزی به راحتی مشکوک و مظنون میشوند، غالبا دنبال مقصر هستند به جای اینکه راه حل جو باشند و ... هر حرف و حرکت به حقی را هم حرکت سیاسی با منظور منفی علیه مردم میدونند. عده ی دیگر اونا هم کسانی هستند که عمدتا باهوش بوده اما فکر میکنند همه چیز دانند. تعدادی رو هم میبینیم که بیگانه پرست شده اند در حالی که هنوز دهنشون بوی شیر میده. یه تعدای هم با خوندن داستان های حماسی واقعی آقای چقد گوارا جو گیر میشن و عشق این جور احساسات رو دارند.
بیشتر اونا دانشجویانی هستند که دوتا اصطلاح از این و اون یا کتاب های یاد میگرند و وارد فرهنگ لغت سیاسی خودشون میکنند و شروع میکنند. کسانی هستند که طرز تفکرشون اینه که در زندگی همه چیز باید باب میل باشه وگرنه زندگی معنی نداره. جالبه بدونید در آخر هم که مدرکشونو میگیرن، 90 درصد بدون کسب مهارت از دانشگاه فارغ التحصیل میشوند. این یعنی اینکه با وجود اینکه حوضه ی تحصیلیشون علوم انسانی و ادبیات و علوم سیاسی نیست  دانشگاهشونو با این دانشگاهها اشتباه میگرند و  عاقبت نه در سیاست چیزی میشوند و نه توی درسا و به اصطلاح تخصصشون.
همون آدمای برون گرایی که باور ندارند تغییر شرایط بیرونی از خودشون شروع میشه و منتظر این و اون موندن احمقانست. مدام سر دولت و مسئولین نغ میزنند و زمان گذر میدهند در حالی که تعداد کمی هم وجود دارند که به چشم نمیان و کسی ازشون خبر نداره ، عضو هیئت علمی دانشگاه ها و عضو نهادهای خاص هستند، قدرتمند و توانگرندو زندگی ایده آل دارند و به مردم کمک میکنند و با عشق به مردم و وطن خدمت میکنند اما غرغر نمیزنند و ذهنیات و دلنوشته های اراجیف  و از این قبیل تراوش نمیدهند.
من بعد اگر خواستید در مورد شخص، گروه، حزب، مکتب،و... در حوضه ی سیاست تفکر یا به بحث بپردازید این موارد رو در نظر بگیرید:

...............

ادامه مطلب را بازدید نمائیید

ادامه نوشته

والنتاین

 

اینو چند وقت پیش به مناسبت والنتاین زدم

اینو چند وقت پیش به مناسبت والنتاین زدم

البته به نظر من زیباترین روز عشق روزیه که خود دو نفر تعیین کرده باشن و هیچ کس ازش خبری نداشته باشه. یه روز خاص و نه حتی عمومی

ثروت مادی -ظرفیت تو چقدر است؟

طبق تجربیات و مطالعاتی که داشته ام دلیل اینکه اکثر انسان ها خواهان ثروت هستند ولی بدان دست نمیابند این است که :

همه ی آنها تصاور میکنند اول باید ثروت داشته باشند تا شاد بوده  و به خودشان ارزش بدهند ولی در واقع قانون عکس این قضیه است و این حقیقت را شیطان برای مردمان عادی بر عکس می نمایاند تا به تعالی نرسند.

دقیقا مثل این است که بدون داشتن ظرفی بخواهیم حجم زیادی آب را داشته باشیم (مثلا در هوا) و بعد بخواهیم ظرف بیاوریم تا آب را در آن قرار دهیم.

هر چقدر از کائنات بی نهایت سخاوتمند میخواهی طلب کن. اما ابتدا باید ظرفت ( ظرفیت و درکت از ثروت و نیز خود باوری و خود را دوست داشتن) را بزرگتر کن تا خدا به ازاء تلاشت،به اندازه ی ظرف خودت برایت بریزد.

توفیق ح(اجباری)( سیر تیتا)

فلسفه گورخری

بنام خدا

لباس های راه راه – سلیقه اصلی من در انتخاب لباس و دلیل آن

 

فلسفه این راه راه بودن چیست. بیشتر از هر چیز یاد گور خر میافتیم اما فلسفه راه راه بودن خود گورخر چیست؟

 

روزی کودکی پیش گور خری میرود و از گور خر میپرسد. من نفهمیدم،در حقیقت بدنی با زمینه سیاه و خطوط سفید داری یا در حقیقت سفید هستی و خطوط سیاه رنگ داری.

گور خر بدون درنگ گفت:

خودت چی؟

کودک پرسید منظور؟

گور خر گفت: تو در حقیقت انسان خوبی هستی و گه گاه بدی هایی از تو سر میزند یا در حقیقت انسان بدی هستی و گه گاهی نیک رفتاریهایی از تو سر میزند؟

-- -- -- --  -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --  -- -- -- -- -- -- -- --

 

تمامی انسانها خصوصیات مثبت و منفی ( نقاط ضعف و قوت دارند). هیچ وقت انتظار نداشته باشیم یک شخص کامل به گذرمان بخورد تا او را به زندگی خود راه دهیم. ما هیچ وقت نمیتوانیم رنگ خود یا دیگران را تماما مشکی یا سفید کنیم.

دختر نباید گول افسانه ها رو بخوره و همیشه منتظر یه شاهزاده و اسب سفید رنگش بمونه و زمان رو الکی از دست بده. پسر هم همینطور.

نباید به صرف اینکه دو تا رفتار منفی نسبی از دیگران و دوستان و عزیزانمان دیدیم نسبت به تمام دنیا بد بین شویم که بله، دور و زمونه خوب نیست و از این حرفها.

بیشتر به خصوصیات خوب دیگران فکر کنید ،اونایی که خطوط یا زمینه سفیدشون بیشتره وارد زندگی شما میشوند..

کاری نداشته باشیم که حقیقت چیست و زمینه کدام رنگ است. فقط به این توجه کنیم که رنگ سفید بیشتر به چشم بخورد و حواسمان باشد خودمان را هم طوری اصلاح و نگه داریم که حد اقل رنگ سفیدمان کمتر از رنگ مشکی نباشد.

 

رنگ سفید مطلق یا سیاه مطلق پیدا نمیشود. بیخودی خودمان را فریب ندهیم و زمان ها را از دست ندهیم . از عشقها در ذهنمان الکی فرشته نسازیم که فردا به مشکل بر بخوریم، و  به خاطر اشتباه کسی او را بیش از حد سرزنش یا بلافاصله از دور خارج نکنیم.

 

البته معصومین و ضدین اصلی آنها رنگهای سفید و سیاه تام بوده اند برای همین است که درود بر معصومین مستحب و لعنت ...

 

بیشتر لباسهایی که میخرم معمولا راه راه دو رنگ هستند.  و سعی میکنم لباسم طوری باشه که بیشتر از اینکه تیره به نظر برسه ،روشن باشه.

یا حد اقل متعادل.

حتی اخیرا دیگه کفشم رو هم راه راه و ست انتخاب میکنم.

چرا؟

تا یاد اون سخن با ارزش نقل شده دوست صمیمی جدیدم باشم. البته جالب اینکه چند سالیه که سلیقه راه راه رو بالای80  درصد دارم.

عقاب. پرنده ای که عاشقشم

نگاش کن. تعداد دفعاتی که صدا در میاره به اندازه اردک هست؟ کمتر سر و صدا میکنه اما وقتی میره بالا صدای  نابشو در میاره. وقتی بالهای تنومندشو باز میکنه و تو اوج آسمونه صداشو در میاره و میگه : من هستم! اما اردک چی؟ این همه سر و صدا میکنه این همه رنگ و روی بدنشو نشون میده و ... آخرش پرواز ازش ساخته نیست.هنر کرده زیر آب میره.

صدای اردک رو از دویست متر اونطرفتر نمیشنوی اما صدای عقاب کوهستانو از اون بالا می شنوی.

نگاه کن: شبیه آدمایی که یکی همش با اتوبوس سفر میکنه یکی همه جای دنیا رو با هواپیما میگرده.

 

آدما رومیتوان به یکی از این دو تشبیه کرد. اردک نماد همان آدمهای معمولی.راستی تعداد اردکهای دنیا خیلی بیشتر از عقابهاست.

عقاب چنان قوی شده که از چند هزار متر ارتفاع کم و کسری در قوه بینایی نداره و میتونه حتی یک موش رو از اون بالا به راحتی ببینه و بازخوردهای خودکار رو فعال میکنه و با سرعت شگرفی خودشو به هدف نزدیک میکنه.

مطمئنا نقاط قوت عقاب از نقاط ضعفش بیشتر و برجسته تر هستن.

عقاب پرنده ای جسور و با شهامت و نماد ارادست. چنگالهای فوق العاده قوی داره. زور جناب آقای سلطان جنگل هر چقدر هم زیاد باشه با کمی حساب  کتاب جناب عقاب میتونه روشو کم کنه.


عقاب


انسانهای موفق رو میتونیم عقاب بنامیم.اونا که میتونن دست دیگرانو هم بگیرن و با خودشو به اوج آسمون ببرن.

یه جمله جالب هست که میگه: زندگی انسانهای عادی ارزش یاد آوری هم ندارد.

به عقیده ی من عشق واقعی...

اگر با عشق در ارتباط بودی یا هستی بخون...

 پیدا کردن عشق در زمان ما مثل پیدا کردن قطره ی اشکی در دریاست

این حرفی بود که از حامد(یکی از دوستان متال بازم) شنیدم اینکه این حرف از کجا و کیست نمیدونم اما بسیار در من تاثیر گذار بود.

الان چند ماهیه که عاشق کسی هستم که نسبت به اون خیلی حساس هستم و منی که خیلی سرد عشق بودم و همه کسانی که قبلا بودن خودشون خودشونو جُلیدن و وارد زندگيم کردن و خودشونم رفتن نتونستن مثل این يکی در من این تاثیرات مثبت بسیار عمیق رو بذارن. اگه با همه حد اقل يكم دهن به دهن شدم(تقصير منم نبود واقعا) منو این یکی هیچ وقت حرف بدی به هم نزدیم فقط انتقاد کردیمو و هر چی گذشت این عشق خدایی تر شد و خدا هم بسیار و حتی شبیه به معجزه هوامونو داشت. به خدا بیشتر توجه کردیمو چندین برابر نتیجه گرفتیم.

و اینکه باز با حالت الهامی یاد گرفتم که قدرت زمان از عشق کمتره و نمیتونه روی عشق تاثیر بذاره به شرطی که عشق واقعی باشه و باورش داشته باشیم.

 

               

دوم اینکه عشق پیدا کردنیه نه انتخاب کردنی. عشق رو چشمها پیدا نمیکنن. عشق رو حسهای مادی پیدا نمیکنن شاید اتفاقی بیافته و عشق واقعیتونو اول ببینین اما مطمئن باشین اینکار چشمها نبوده. نصف کار خدا و نصف کار دل و قدرتهاي روحي ، ضمير ناخود آگاه و خلاصه همش معنویه. وقتی میگن دل به دل راه داره یعنی این. عشق حس کردنیه و نه با حس مادی بلکه معنوی و بالاخره من خوش شانص بودم واقعا!  خدا رو شکر که عشق واقعیمو پیدا کردم.

وقتي يه نفر عشق واقعيتون نباشه بعد يه مدت حس ميكنين يه چيزي كمه. اون مدت زياد نيست. راستي نظرتون راجع به ازدواجهايي كه اولويت ملاكشون با عشق نبوده چيه؟ حتما ديدين خيليا اول  دنبال زن ميگردن و از عزيزان و آشناهاي دورو نزديك كمك ميخوان

اگه در طالعت اومده که در رابطه با همسرت همچین خصوصیت بدی داری مطمئن باش اگه همسرت انتخابی باشه و نه عشق واقعی که پیداش کرده باشی مطمئن باش احتمال اون بدیها کم نیست.

با هم ببینیم خدا در قرآن عظیم الشاءن خودش در آیه ۶۳ سوره انفال که چند وقت پیش خودم تو قرآن موقع خوندن با رسیدن بهش به تفکر فرو رفتمُ چی گفته.

بسم الله الرحمن الرحیم

وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

ترجمه :و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى‏کردى که ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد کرد! او توانا و حکيم است!

عشق واقعی قدرت عمیقی داره و هیچ وقت نمیمیره و جاودانه است. من قبلا گوشه و کنار حرفاهایی میشنیدم اما سبُک میشمردم ولی وقتی واقعا عاشق شدم نوعی تفاوت عجیب بین خودمو حتی دوستام دیدم تفاوتی که هر کی که عاشق بشه حس میکنه. منظور تفاوت مادی اخلاقی و.. نیست. معنی عشق حقیق رو دارم در میابم. دوست نزدیکم یه حرفایی میزد که برام خنده دار بود. یه جوری حرف میزد که بیشتر اشاره به این میزد که انتخاب... بعضیا فکر میکنن همه راهها یه دونه بیشتر نیست...

در مورد اکثر پسرا و دخترا باید بگم که چشماشون همش به دنبال مادیات و زیبایی و جذابیتها های مادی هستند و در حالی که میدونند اساس انسان معنویت و روحشه اما اعتقادواقعا قلبی ندارند.

زیبایی های مادی این دنیا فانیاند و زیبایی های معنوی د آن دنیا چنانچه انسانهای خوبی بوده باشیم آنچنان خودشان را نشان میدهند که به قول از حد تفکر هظیم الشان آدمی در این دنیا به دور است.

 اگرچه اون دسته از  آدما که به مادیت فکر میکنند،دوست داشتنون معنویه اما به اینش توجه نمیکنن. خیلیاشون هستن که چند سالیه به فکر کسی هستن بعضی به نتیجه رسیدن( تعدادشون بسیار اندکه) بعضی هم نتیجه نگرفتن. اونایی که نتیجه نگرفتن دو دسته هستند. بعضیاشون به خودشون ا ومدن و دیدن که خودشونو به بازی گرفتند و بیشتر از همیشه به خودشون سر یه عشقی که حقیقت نداره ظلم کردند و وقتشونو تلف کردندو و دنبال عشق حقیقی نگشتند. به نظر من که عشق حقیقی آدما تا زمانی که متوجه بشوند هنوز هستش و از خدا نگهش داشته این دیگه بر میگرده به قدرت خدای منان که میدونه امور رو چطور کنترل کنه.

دوست داشتم با خودشون تفکر کنن که دلیل اینکه عاشق همچین کسی شدن چی بوده. دلیل اصلی اصلی. آیا عشق زودگذری هم بوده که کشدار بشه؟ خیلی از عشقهای زود گذر در پی نرسیدن ادامه پیدا کرده اند این اشخاص از کجا مطمئنند که وقتی به هم رسیدند کاملا با هم سازگاری دارند و بعد از مدتی..؟

 اونایی که بعد از چند سال هنوز موفق نشدن حتی کوچکترین حرفی با شخص مخاطبشون بزنن و فقط تو رویا بودن آیا به اینش فکر کردن که اگه برسن ممکنه بعد از مدتی همونجوری نباشن که اول بودن و گذشت زمان در اونا تاثیر بذاره؟

 به نظر من عشق واقعی کوچکترین ربطی به مادیات هم نداره و هر شخصی فقط یه نفر مخصوصشه یه نفر از جنس خودش!

اگه ما آدمای خوبی باشیمو و به عشق فکر کنیم و به خودم بهتر بیاندیشیم و به خدا هم توجه کنیم و با باور اگرچه ازش حرف بزنیم جور دیگه ایی کنار بیایم و عمیقا کار کنیم و از خدای خودمون هم طلب کنیم اون عشق هر جای دنیا باشه تحت تاثیر نیروهای معنوی و نا خودآگاه نزدیک عاشق میشه و کار خداست. اگرچه پیدا کردن عشق آسون نیست و از جمله اول مطلب این رو در میابیم اما قدرت انسان اونقدر عظیمه که سختتر از اینها برای انسان میسر میشه اگه به اون قدرت پی ببره و پیداش کنه و استفاده کنه و اون قدرت رو باوَرت میسازه  ای خواننده عزیز که داری با عشق میخونی. عشق واقعی خیانت نداره اگه کسی بهتون خیانت کردو اذیت شدین اون عشق واقعی نبوده و دوستی زیاد و به شکل عادت بوده.  اگه بعد از سالها کسی رو خواستین اما هنوز بهتون علاقه ای نشون نمیده بدونین و آگاه باشین که احتمال اینکه این کیس همونی باشه که مختص واقعی شماست ، خیلی کمه. 

از یه چیزی بدم میاد. از این باور مزخرفی که در حال گسترشه. کسی رو که دوسش داری دوست نداره و کسی که دوست داره دوسش نداری

یه نگاه به این جمله ها کنین! به نظر شما اینا عشق واقعی هستند یا اعتیاد به دوست داشتن، دلیل اکثر این اعتیادادت الکی چیه؟ آیا شما سالها با اون شخص زمان سپری کردین و بهش اینقدر عادت کردین؟

یه جا هم میگن  اونایی که هر دو همدیگه رو دوست دارن به رسم روزگار به هم نمیرسن.. آخه این اراجیف چیه که باور بچه های جامعمون شده. همین که باورشون شده خراب کاری براشون اورده دیگه. درصورتی که اگه ناخودگاهشونو از همچین باورهای غلطی دور میکردن میتونستن حتی مشکلات وحشتناکی هم که براشون پیش میومد رو حل کنن. اگه انسان بدون چه قدرتی داره؟!!!!

حضرت علی (ع) میگه انسانها به اطراف نگاه میکنند و میگن ما چه کوچیکیم در صورتی که درون انسان از اطرافش هم بزرگتره.

اعتیاد به دوستی رو با عشق حقیقی اشتباه مگیرید.

عشق واقعی تاثیرات معنوی مثبت در شما میذاره یعنی تاثیراتی که مادی نیستند. عشق واقعی اگه اهل ایمان باشید ،ایمان تقیوت میکنه حتی ایمان به خدا. عشق واقعی تشویق میکنه مخصوصا به چیزهای خوب. عشق واقعی همش موج مثبته اگه یه طور دیگه ای تفکر کنین و فکر میکنین اشتباه است  موج و تفکرتون هنوز منفیه و اشتباها چیزی متوجه نمیشین.

در حقیقت مثبت و منفی معنوی بر خلاف مثبت و منفی مادی همدیگه رو جذب نمیکنن بلکه دفع میکنن. دیدن که آدمای مذهبی از آدمای جلف خوششون نمیادو و برعکس؟ دیدن که آدمای شیک پوش به آدمایی که تیپ بسیار عادی در حالی که توانایی تیپ زدن دارند، یه طور دیگه نگاه میکنند؟ دیدین که وقتی کار خوبی میکنین اما طرف ازتون نه تنها تشکر نمیکنه بلکه در مورد یه خصوصیت منفی کوچیکتون دیونتون میکنه و بهتون بد میکنه چطوری میشین؟ نگران این چیزا نباشین عشق واقعی همشونو حل میکنه فقط باید پیدا و باورش کرد.

راستی به این آیه از قرآن کریم هم توجه کنین، همین امشب خوندمش و بهش توجه کردم البته بعد از نوشتن مطلب و در واقع الان دارم به مطلبم اظافش میکنم. اول یه بار دیگه چیزی که راجع به مثبت و منفی معنوی گفتم مطالعه کنین. ببینین حرف خودم به خودمم ثابت شد دوباره.

بسم الله الرحمن الرحیم

الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ

ترجمه :مرد زناکار جز با زن زناکار يا مشرک ازدواج نمى‏کند؛ و زن زناکار را، جز مرد زناکار يا مشرک، به ازدواج خود درنمى‏آورد؛ و اين کار بر مؤمنان حرام شده است!

 

اگه واقعا عاشق کسی هستین. اول عاشق خودتون بشین و به خودتون بدی و ظلم نکنین.. چون شما و وجود عشق واقعیتون که هر کی بخواد باشه، یکی هستین فقط جسمهایتان شما را به گونه ای که اهمیتی هم نداره جدا کرده که شما برای یافتن هم تلاش کنید! پس اگر به عشق واقعی ایمان دارین به خاطر اون شخصی که عاشقش هستین به خودتون بدی نکنید من اشتباهاتی داشته ام...

 دوم از خدا طلب کنین و ایمان و باور قلبی بهش داشته باشین. سوم از فکر چیزای نادرست بیاین بیرون.

اگه از نظر دیگران اخلاقتون کمی ناخشواینده به خودتون بیاینو تغیات رو شروع کنین.  و نیز اینکه حتما با باور و ایمان قلبی شروع کنین و راه بیافتین فقط رویا و تفکر و سکوت و اینکه منتظر باشین خدا براتون کاری کنه نباین.

اونایی که میگن دوستی و عشق و بینشون فرق میزارن ... نظر من زیاد به نظرشون شباهت نداره. عشق یعنی دوستی تام.  البته ناگفته نمونه در این مطلب که درام از عشق حرف میزنم مظورم فقط عشق دختر و پسره. فرق میکنه با عشقهای دیگه.

در مورد دختر و پسر ، وقتی عاشق هم باشن هم زمان دوستی تام رو هم دارن.  هیچ وقت هم نمیشه دو نفر رو به زور عاشق هم کرد دیدین که خدا توی کتاب آسمانیش چی گفته بود. البته شاید در یک ازدواج دو نفر وقتی از نزدیک همدیگه رو ملاقات کنن متوجه بشن که بله این همونیه که نسبت بهش حس عجیبی دارم و چه خوب که کارمون آسون شده حتما تقدیر بوده.

یکی از دوستام چند شب پیش وقتی از ازدواجهایی که حالتی انتخابی ( انگار دارن جنس و کالا انتخاب میکنن ) حرف تا اومدم کمی در مورد این ازدواجها حرف بزنم گفت آره به نظر من عشق منطقی و...  در جوابش میگم عزیزم. انسان قدرتی داره که.. و عشقش از جنس خودشه و اینا با هم تقییر میکنن و همگام پیش میرن در بسیاری از موارد. مگر این که یکی در حال اشتباه باشه و خبر نداشته باشه و اون یکی ملتفتش کنه.در اینجور ازدواجها دو طرف طی مدت کوتاهی با اجازه والدین با هم حرف میزنن و.. و مثلا به نتیجه میرسن. اکثر این ازدواجها جالب نیستند و بعد از مدتی دو طرف حس میکنند تشنه ی کسی هستند که این کس اونی نیست که باهاش زندگی میکنند و این تشنگی هزار البته به معنای هوا و هوس نیست.این ازدواجها فقط تا حد اینکه ازدواج هستند برکت میتونن داشته باشند. ......

توی یکی از سخنرانیهای بسیار تاثیر گذار جناب آقای دکتر آزمندیان(حتما کلیک کنید)  شنیدم که :

هرگز نگید هر چی خدا بخواد،

خدا آنچه را برای شما میخواهد که شما خود برای خودتان میخواهید و این یک قانون است.

این حرف رو دوبار محکم تکرار کرد.

راست میگه. ما وجودی از خدا هستیم و خدا دوست داره ما خودمون کارامونو انجام بدیم. اون میگه تو راه بیافت و نیتت خیر باشه من خودم کمکت میکنم. پس نا امید نباشید دوستان من اگر به بعضی چیزا با وجود رعایت یه سری مسائل خوب، نمیرسین بدونین ممکنه خدا شما رو بیشتر از خیلیا دوست داره و حتما صلاحی درش  هست.

 من خودم به ذهن خودم این جمله رسید در رابطه با دوست خوبم سعید که همچین وضعیتی داره و منتظره همه چی خود به خود درست بشه و به خودشم گفتم : کار شما مثل اینه که گندم رو نکاشته و حتی منتظرید به شکل کشت دیم همه چی آماده بشه و درو کنین.

باز در جواب میگه نه خدا مهربونه خودش برامون گندم میکاره.

آیا واقعا فقط همینقدر برای عشق ارزش قائلین که براش تلاش نمیکنین؟ اگه کس دیگه ای جای شما بود و بیشتر دوسش داشت، آیا به نظر شما حرکت نمیکرد؟ دو دلیل داره. یا این عشق عشق حقیقی شما نیست یا شما نیاز به تغییر و تحول دارین.

 در واقع شما گندم رو دارین همه دارن ولی تلاش نمیکنن. گندم همون قدرت اراده ایه که بیدارش نمیکنین همون فکر شماست

اینها فقط اندکی از چیزهایی هست که با عشق یاد گرفتم و از خدای خودم ممنونم که منو داره به جاهایی میرسونه فراتر از چیزهای بلند پروازانه ای که توی فکرم بوده.

دوستت دارم خدای من. عشق به خودت رو هم به من عطا کن

 

 

 

هنر

به عقیده من هنر فنیه که ممکنه در حقیقت به  سبب داشتن استعداد در زمینه ای خاص نمایش داده بشه. هنر همه به یک شکل و یکسان و در یک حد نیست. هر کسی هنرشو یه طور نشون میده. بیشترین شکل تحریک تحسینیدن (تحسین کردنا)  روی دو حس بصری و سمعی هستش. حتی یه مجسمه ساز که با لامسه هم سر و کار داره در نهایت بالای نود درصد حس بصری مخاطب رو تحریک به تحسین میکنه.  بعضی جاها هنر مربوط به بصیرت به شکل واقعا جالبی نشون میدن طوری که اون  اثر باهاتون حرف میزنه ! هنر رو به دو شکل حس میشه کرد. یه حالتش اولیه هست. اما یه حالت دیگش اینه که تا حد بالایی درکش کنید! آیا شما میدونید اونی که یه اثر ارائه میده چه هدفی داره؟ اونی که برای شهرت کار میکنه انسانی خودخواه و دارای غروره حالا به هر میزان و به نظرم هنرش واقعی نیست.
شما هم هنر دارید. فقط باید پیداش کنید. قشنگی هنر به اینه که منفی نداشته خوبه. البته منظورم اینه که هنر در واقع اگر چه بخیلی جاها هم اثر روانی منفی میزاره اما زیاد با این موافق نیستم که اسمش در این حالت هنر باشه. هنر یه چیزیه که حس تحسین رو ایجاد میکنه نه چیزایی مثل ترس و رعب و ناراحتی و تمسخر و ... گاهی هم هنر به شکلی ارائه میشه که ممکنه اشتباها برداشت کنیم. با توجه به همین چیزایی که گفتم. مثل فیلمهای ترسناک (مثلا فیلم اره) که هنرش اینه که دو کار گردانش بیننده رو به تفکر در باره  ارزش زندگی و جان وا میدارند.


هنر جای بحث بسیار داره!دوز و کلک و دروغ و اخلاق بد هنر نیست منظورم از اینکه بعضی چیزا منفی هنر نیستن همین بود.  هنر اخلاقی اینه که مثلا بدون هیچ دوز و کلک و دروغی به مرادتون برسین این فقط یه نمونه است.
نه تقلب کار هنر منده نه کسی که دنبال شهرته اگرچه هنر دیگران رو ارائه میده. هنرمندواقعی  کسیه که حس واقعی منتقل میکنه .
و اگه هر کسی در مورد هنر نظری داشته باشه نظر من یکی اینه:
قشنگترین هنر دوست داشتن از ته دله
در آخر فقط یه حرف دارم. هنرمند اصلی خداست!
پیروز باشید.

عقیده من در باره سبک موسیقی رپ

رپ و دنیای آن از نظر من

اگه خودت رپری بخون، اگه گوش میدی باز هم بخون، اگرم گوش نمیدی و بدت میاد باز هم بخون.. مطمئن باش ضرر نداره!

بازم سلام. همین چند دقیقه پیش از نوشتن مطلب قبلی فارق شدم. این دفعه میخوام راجع به موسیقی رپ حرف بزنم. میشه گفت میخوام نقد کنم. البته من رپ باز نیستم اما سابقه خوانندگیشو به نوعی دارم چه برسه به گوش کردن زیاد. نمیخوام چرت و پرت بگم ..نمیخوام بگم رپ و رپر مزخرفن نمیخوام بگم  چیز بدی هستن.. میخوام از خوبی هاش هم حرف بزنم.
اولا که من رپ باز نیستمو یه متال باز هستم یعنی اصلیترین چیزی که گوش میدم سبک متال و نه حتی راک هستش..و زیر مجوعه های دووم ( رستاخیز) متال و گاتیک متال اصلیترین زیر شاخه های اونن که بهشون علاقه دارم چون واقعا جو سنگین و در بالای نود درصد درستی دارن..
اما در مورد رپ که به قول امروزی ها جواتتر از این دیگه نیست( چیش پا افتاده) تا حدی پیش رفت که خودم دیدم بچه های اول راهنمایی حرف از متن ( تکست رپ) و خوندن میزنن.. سبکی که هر کسی بیشتر تحریک میشه بخونه تا اینکه فقط لذت گوش کردن رو ببره.. ( البته تو کشور ما و رپ پرشین جون اینطوری هستش نه ...) 
هنر یه چیزیه که حد اقل  با یکی از حسهای پنج گانه ارتباط قوی و خوشایندی بر قرار میکنه ( برای عده ای نه چندان کمی).. بنابراین اشتباهه که بگیم رپ کردن هنر نیست اما آیا هر هنری هنره؟ و آیا همه جوره یه چیز هنره؟
به نظر شما آیا چیزایی که همه گیر و تبدار هستن نمیشه استفاده های بهتری ازشون کرد..؟ بعضی وقتا خود ارائه دهنده کار هم دوست داره این کار رو کنه اما انگیزه نداره..
در بالای نود درصد رپرهای ما اگرم میبینید اجتماعی یا یه کار به اصطلاح درست ارائه میدن آیا شما مطمئنید که اینا صد در صد آدمای درست و با منظقی هستند. میخوام اینو بگم که اکثر این رپرا برای جذب انواع مخاطب اینکارو میکنن و گولشونو نخورین.. اکثرا اول کار اجتماعی بیستر ارائه میدن.. ولی بعد میبینید چرت و پرت هم میخونن..ولی واقعا هستند کسانی در بینشون که بالای نود درصد کارهاشون درست باشه.. اونقدری که رپرای ایرانی فحش میدن رپرای خارجی به هم بد و بیراه نمیگن..
خوب حالا مثلا یه رپر اومد توی موزیک نا قابلش هم یه بد و بیراه به اون یکی داد، اونی که گوش میکنه چه سودی میبره این وسط جز در اختیار گذاشتن مغزش برای چند تا حرف نادرست..
هر وقت دیدین فطرت آدمی جوری شد که اگه بهش فحش بدن لذت ببره اون وقت میتونیم بگیم رپ ( این مدلی که بد و بیراه گفتن داره نه شکل درستش) سبک کار درست و مطمئنیه..
این که دو نفر برای شما اینطور تفسیرش میکنن که خوب این یه سبکه و مشخصاتش اینه این چرت و پرت ها رو بهشون توجه نکنید از کجا میدونید که اونا آدمای بیشعوری نیستن؟ آدمای بی شعور همه جوره بی شعور بودن خودشونو میتونن نشون بدن.. این که یه نفر که آهنگ ساز خوبی هم باشه ولی خودشم بخونه و فش بده این دلیل نمیشه چون یه چیزی هم بلده و مثلا حتی بلده متن و رقص تکلم رو هم خودش آماده کنه ، بگیم کارش درسته..بستگی داره چه طور آدمی بگه کار این آقا درسته.. مشخصه اونایی که تایید میکنن همچین اشخاصی رو، بلا نسبت یا خودشون بیشعورن یا الکی آهنگ گوش میدن یا تو باغ نیستن و یا از اینایی هستن که الکی خوشن..
بزارین از رپ بگم. سیاه پوستان امریکایی که اصل و نصبشون به افریقا بر میگرده در حقیقت، حق نداشتن موسیقیی رو که سفید پوستان میخونن اونا هم بخونن... سبک رپ در حقیقت از همینجا شروع شد و سیاه پوستا هم که خیلی شاکی بودن توی این سبک کلمات خیابونی رو ادا میکردن و سیاه پوستای دیگه هم کیف میکردن.. البته دقیقا به همین شکلی که الان میبینین نبود.. ولی مسلما پیشرفت داشت..
خلاصه  نمیشه گفت این سبک رو دنبال کردن تقلید کردنه چون خیلی چیزا بودن که همه دنیا رو گرفتن اسم این نمیشه تقلید.. ولی این که لباس و هم مثل اونا پوشید این میشه تقلید.. شما که به زبون مادری و فارسی و گاها با وجود امکانات نسبتا کم خیلی هم جالبتر وکارتونو ارائه میدین پس دیگه په نیازی داره که لباستون مثل اونا باشه..
یه آقایی مثل پیشرو.. بله اینجا اسم میبرم شاید طرفداراش ناراحت بشن و بد هم بگن به مخالفش.. ولی باید بگم کسانی که جزئ این گروه هستند یا زیاد از قوه فکر استفاده نمیکنن یا درست استفاده نمیکنن یا خودشون مشکل دارن.. من خودم اوایل که رپ گوش میکردم ( البته از اونایی نبودم که وقتی رپ به شدت همه گیر شد منم شناخته باشمش) از پیشرو خوشم میومد اما واقعا چه معنا داره از یه طرف در مورد خلاف و قشنگ نشون دادن اون بخونه از یه طرف از عذاب آخرت بگه..  بعضیا میگن خوب سبک رپ همینه.. آريالا سیاه پوستا با سفید پوستا مشکل داشتن ما که با کسی مشکل نداشتیم وقتی میتونیم قشنگتر و انسان دوست داشنی تر بخونیم چرا بیایم .. چرا اگه کسی خریت کنه ما هم خریت کنیم عزیزان رپر .. خود شما صد در صد اگه بهتون این فحشهای زشت داده بشه خوشتون نمیاد .. کل گذاشتن کار حیوانه و انسانو از خیلی چیزا عقب میندازه  .. پس اگه طرفدار سبکتون هستین چرا کاری نمیکنین اون عاقلا تاییدش کنن.. اگه شما بگین اونا احمقن در حقیقت دو چندان خودتونو احمق نشون دادین.. مگه تمامراه پول در اوردن رپه.. شما چطور اون چیزی که گیرتون میاد وقتی برای این گیرتون میاد که یه بیشعور یه آدم دیگه (کاری نداشته باشین اون چطور آدمیه) فحش میده و آبروشو میبره.. نه میخوام بدونم واقعا چطور دلتون میاد.. حتما دلتون دل واقعی نیست و حتی لیاقت نداره بهش بگی سنگ باید بگی زباله..برای شهرت خوندن و برای جذب انواع و اقسام مخاطب خوندن ...

دوست گلم محمد .م که یکی از با منطقترین و بهترین دوستام هست حرف جالبی میزنه.  ببینیم چی میگه:
به نظر من نباید به رپ فقط به چشم منفی نگاه کرد، میشه از همین رپ خیلی استفاده ها کرد. اما تو ایران میتونست خیلی بهتر از اینا باشه ، میشد خیلی پیام ها رو به جامعه رسوند، نا امیدان رو امید داد و خیلیا رو برای کار مثبت تشویق کرد....

من حرف محمد رو کاملا تایید میکنم. به نظر من هم اگه اینطور میشد خیلی عالی بود.. میشد یه سبک عالی و پر فایده.. اما اگه خیلی از افراد جامعه ( معمولا عاقلان) و افراد مسنتر که این سبکهای جدید به مزاجشون نمیخوره ، با این سبک مواق نیستند به این خاطره  که رپ هم در بین اون سیاه پوستا و هم اینجا کلی حرف زشت و منفی ( منفی دو  - بعدا از عقاید جدیدم در باره منفی و مثبت حرف میزنم)  درش هست..
ببینید. به عقیده ی من بالای نود و پنج در صد از آدما اگه در مورد ی چیز یا موضع مثبتی باهاشون حرف بزنید یا نشونشون بدین چنانچه فقط کمی اعمال یا نمایشگرهای منفی درش وجود داشته باشه به احتمال زیاد کمتر از پنجاه در صد قبولش دارن.. میشه گفت به فطرت آدم هم بر میگرده..

 حالا چرا به نظر شما این حرفا توش هست؟

بزارین واضحتر حرف بزنم. اون سیاه پوستا موزیکی رو ابداع کردن که قبل از اون سفید پوستها نداشتن.. اما آیا مگه لازم بود حتما چیزای منفی درش به کار بره؟ خودتون به این داستان توجه کنینن!!! اونا عقده ای شده بودن و نمیشه گفت اصلا حق نداشتن ولی کسی که به شکل درست این رو هدایتش کنه فکر نمیکنم بوده باشه..
در کشور ما هم مخصوصا یکی مثل پیشرو و یکی مثل هیچکس واقعا عقده ای هستن و خودشون هم میگن.. عزیزان طرفدار این آقایون لطفا بجای فحش دادن به بنده به این کمی تفکرشونو به کار بندازن مسلما اشخاص دیگری هم است اما اسم اشخاصی رو بردم که دیگه بچه کوچیکا هم میشناسنشون و اگرنه خیلیا رو میشناسم و من سبک رپ رو مثل خیلیا از این یکی دو سال اخیر نبود که شناختم و مثل خیلی از این متال بازهای الان که اول رپ باز بودن رپ باز نبودم و قبلش متال رو میشناختم و گوش میکردم ولی باز هم متال رو بیشتر میپسندیدم اگر چه رپ ظاهر شیکتر و قشنگتری داشت اما یه رپ باز نشدم .. رپ باز یعنی کسی که زندگیش رپه ..
توجه کنید.. عقده چیزیه که حتما دلیل داره.. همونطور که اون سفید پوستا باعث عقده ای شدن سیاه پوستا شدن که البته سیاه پوستا حق داشتن ( ولی به نظر من میتونست از این بهتر باشه این سبک البته خوب فرهنگ اونور آبی ها چه سفید چه سایه به اندازه فرهنگ ما غنی نیست) حال بیاید بیاندیشم.. چرا مردم ما عقده ای شدن ، چرا مردم ما بیشتر از بقیه دوست دارن مشهور باشن و این لذت تقریبا کاذب رو تجربه کنن؟ آیا همه واقعا با علاقه و برای خاطر مردمشون میخونن؟ آیا یه منبع در آمدزایی درست و یه راه اشتغال زایی درست هست؟  مسلما خواننده های پاپی هم داشتیم که با رپران همکاری کردن و بعضی هم خود رپر شدن..البته منظورم خواننده هاییه که درست میخونن ولی مجوز بهشون نمیدن و نیز بعضی از خواننده هایی که خودشون مجوز دارن اما.. و تعدادشون هم کمتره..

حالا به نظر شما دلیل اینکه رپرای ما بیشتر از نود و پنج درصد اونا عقده ای و دنبال شهرت هستن چیه..؟
مطمئن جواب های سیاسی هم وجو داره .. نظر شما چیست؟

عقیده من در مورد بسیج و بسیجی

بسم الله الرحمن الرحیم
15/9/86
بسیج و بسیجی ( عقیده ی من)
سلام. در واقع این مطلبی که الان میخوام بنویسم و براتون بزارم رو میخواستم یه روز مونده به روز بسیج بنویسمو و قرارش بدم. منتها بنا به دلایلی چون کمبود وقت و .. نشد. اما خوب اشکالی نداره..
قبلا از هر چیز میخوام بدونین من نه بسیجی هستم نه از بسیج بدم میاد و نه خوشم میاد . اما میخوام در مورد شناختی که ازش دارم باهاتون حرف بزنم. میخوایم عقایدمو بررسی کنیم ممکنه درست باشه ممکنه درست نباشه.. اما تا جایی که خودم میدونم اشتباه نیست به هر حال اگرم اشتباهی موجود هست حتما باهام در موین بزارید.  همچنین من نه ضد انقلابی هستم نه یه کیس سیاسی..
همونطور که میدونید بسیج مستضعفین در همون یکی دو سال اول انقلاب و در حول و حوش شرایط سختی چون جنگ بلا مقدمه ای تحمیلی عراق علیه ایران به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی (الان زیاد این انقلاب رو قبول ندارم چون خرابش کردن) تشکیل شد.
بسیج لشگر مخلص خداست. بسیج مدرسه ایثار است. بسیج مدرسه عشق است.. بسیج بنا به گفته های خود بسیجیان همه ی این چیزای مثبت هست اما آیا به نظر شما صد در صد به نفع ایران کار رو تموم کرده؟
آیا واقعا چیزایی که در جامعمون وجود دارن صد در صد مثبت و به صلاح ماست؟ آیا واقعا اصلا نیاز به بازنگری توسط افراد شایسته و با لیاقت و به شمایل حرفه ایتر ندارن؟ آیا این درسته که همیشه به مردم فقط یه طرفه فکر کرد و یه طرف سکه را نشان داد؟
اجازه بدین بیشتر توضیح بدم. من فقط یکی دو دفعه در دوره راهنمایی عضو بسیج دانشآموزی بودم که اونم اصلا کاری نکردم. 
چیزی که حقیقت محضه اینه که درصد متنفرین از بسیج و بسیجی زیادتر شده! خوب چرا باید اینطور بشه حتی خیلی از همین بسیجیهایی هم که الان میبینید چرا باید خودشون امر و نهی کنن ولی خودشون بدتر از اشخاص عادی هم باشند.. یا خیلیا هم از بسیجی بودنشون سوء استفاده های جالبی میکنن. یکی از آشنایان که اصلا فکرشو نمیکردیم امسال بسیجی شده بود و حرفای جالب که البته برای این حرفا باید به حال زنندشون متاسف بود م،میزد. یکی از همکلاسیان سابق که وضع نسبتا خرابی داشت. بسیجی شد ، دیدم حتی ریش گذاشت ولی حرفاشو افکارشو ندیدم عوض بشن.
توجه کنید. نمیگم همه ی بسیجیها بدن اما به نظر شما بسیجیهای الان مثل بسیجی های قدیم ندیما هستن که جونشونو به خاطر ما دادن؟ مثل اونا مخلصن ..؟
منو یکی از دوستام یه بار تو خیابون اونم نه خیابونی که جلف بازار باشه نه .. یه عالمه بسجی میچرخیدن. میخواستم دوستم رو تا نیمه های راه منزل همرهی کنم. یهو دیدم این بسیجی ها ریختن دو رو برمون و جیبامونو بدون هیچ حکمی و بدون این که حتی مشکوک بوده باشیم گشتن.. و گوشیهمونو در اوردن. گوشی من ساده بود زود ولم کردن.. اما کافی بود یه گوشی حافظه و گالری دار میداشتم و اون وقت یه عکس بوسه عاشقونه نه چیز دیگه کافی بود فقط همینو داشته باشم تا جلوی ملت و کلی آشنا ماشنا سر هیچ و پوچ آبرو ...

برادر خودم توی بسیج منطقست. دوست عزیز و دوست داشتنی خودم حسین یه کاره ای تو دفتر بسیج شهره و سعید قصه ی رفاقتی ما هم که فکرشو نمیکردیم بالاخره بعد از این همه سال بسیجی شد. از هر کدوم که میپرسم همه به خاطر تحصیلات و کم شدن خدمت و ... و هیچ کس با عشق نرفته عضو بسیج شده.. میخوام بهتون بگم بسیجی واقعی هم داریم ولی به نظر من درصدشون از 5 تا کمتره شاید حرفمو باور نکنین. من به دوستام میگم بدون بسیجی بودن هم میتونید موفق باشید و هم میتونید مومن تر و با خدا و با تقواتر باشین لازمه حتما بسیجی باشین؟ اگه به کارای فرهنگیشونه کو؟ ما که ندیدیم.. همش توی منطاق بزرگتره لا اقل تو منظقه ما فقط یه رژه و .. ولی ندیدم خیری داشته باشه.
دو سال پیش یه کارنامه دیدم. کنکوری بود. اون شخص همه ی درسها به جز یکی رو که پنج درصدی زده بود منفی زده بود. آیا واقعا این حقشه که فقط به خاطر بسیج فعال داشتن و شاید هم پسر جانباز بودن مهندسی نفت و نه حتی کاردانی قبول بشه و بره دانشگاه و هیچی هم نفهمه و در عوض یه زرنگتر رو نا امید کنه و بزارش از زندگی عقب بیافته..
بعضی از آشنایانی که باهاشون در این رابطه حرف زدم گفتم شما چطور بسیجیی هستید که حتی در لباس فرم و دم در مسجد به اسم این که یه مامور کوچولو هستین باز چشمتون به دخترای مردمه ها.. توی موبایلشو نگاه میکنی عکس زمینه نخاصی اون شب یا اون وز نمیزاره اما همین که بیرون میبینی گوشیشو یه عکس نیمه..  نه از اون نیمه لختی های آبرومند بلکه از اون درصد بالاها آخه مگه خجالت نمیکشی.. وقتی بهش میگی تو چه انگیزه ایاز بسیج داری در حالی که اینطوری هستی و حتی نماز خون هم نیستی حرف بدی هم نمیزنه اما من به اون صورت موافق نیستم. میدونی چی میگن؟ میگن وقتی یه عالم آدم دنبل حقمونو میخورن برا چی ما عضو بسیج نشیم.  لطفا یکم در مورد این جوابها فکر کنید. بله خیلی از این افراد آدمای خوبی هستن خیلیا هم خوب نیستن اما ندیدم از این اکثریت اون دسته خوبش خوبتر بشه و ندیدم اون دسته بدش هم یه چیزی بشه ..
نه این که اصلا اینطور نباشه ولی درصدش واقعا کمه.. البته خوشبختانه دوستان من که آدمای خوبی هستن.. ولی بعضی از آشناها کمی شیطنت دارن ولی نه تا اون حدی که ازشون نا امید باشن.
خلاصه میخوام اینو بگم.. این چه جامعه ی باحالیه که اخبار شبکه های تلویزیونی رسیمیش از یه طرف میگه هیچ کس حقی مبنی بر دست زدن به موبایلتون نداره از یه طرف ارگانها یه طور دیگه عمل میکنن..
شاید خیلیا از این حرفایی که میزنم ناراحت بشن مخصوصا اون عزیزان گلم که خودشون بسیجی هستن یا دوست و آشنای بسیجیی چیزی دارن..
اینجا با اون دسته از عزیزانی که به خاطر کنکور و خدمت میرن بسیج عرض میکنم که همه ی راهها به بسیج منجر نمیشه..
اگه میخواین برین بسیج واقعا بسیجی مخلص باشین و کارهایی که خیلی از بسیجیا میکنن لازم نیست شما بکنین من نمیگم بسیج بده میخوام بگم وقت شما با ارزشتره و شماهایی که این همه میگین دولت ما مردمو داغون کرده چرا بهش خدمت میکنین.. بسیج که دیگه اجباری نداشت.. یا بسیجی واقعی و مخلص خدا و کسی که دیگران ( عاقلان که یک جامعه رو با دیدن چند نفر بد نمیگن صد در صد بده) به چشم یه ..
عزیزان من.. شما مگه نمیگین لا اقل به خاطر خورده نشدن حقتون میرین بسیج و این همه وقت با ارزش صرف میکنین و.. شما اگه همین وقت صرف درس و تلاش خودتون کنین موفقیتتون خیلی با ارزشتر و شیرینتره و بیشتر برای درستون تلاش میکنین.. به نظر من اگه آموزش و پرورش با بسیج حد اقل به این شکل مربوط نبود الان تنبلا هر چقدر هم باشن کمتر بودن و پیشرفت الان مسلما بالاتر بود.. اما عزیزان پیشرفت نکردن کشور مان با سرعت مطلوب رو گردن مردم نیاندازید و بدانید که مردم رو اینطوری بار اوردن بالادست ها و..  چرا یه بسیجیان باید به آشنا حق بیش از حد هم بدهند در حالی که حق با وی نیست ولی به اشخاص با لیاقت به دلیل آشنا نبودن یا مشکلاتی مثل کمبود مایه ( مثلا برای مجوز موسیقی) نباید ..  نمیخوام اسم خواننده ببرم ولی خودتون آگاهید..
در دانشگاه صنعتی شریف خیلیای دیگه همی میتون تحصیل کنن اما فقط ده درصد از این خیلیا که جزء بسیج نیستند میتونن.. آگاه باشید که تلقین ظاهر و محافظه کاری از قبل هم پیشی گرفته..
نه میگم مرگ بر دولت نه میگم برید کنار.. طوری باشید که مردم قبول داشته باشند نه اینکه ماه به ماه به مخالفان افزوده بشه بزارین مردم با اشتیاق کار کنن نه از روی اجبار.. بزارین هر شخصی بگه من بهترین مملکت رو دارم.. چرا وقتی میشه اینکار رو نمیکنید.. نمیخوام بحثو سیسای کنم چون این یه وبلاگ سیاسی نیست اما کمی به فکر مردم باشید من ضد این نهاد ها نیستم اما خوب مردم یا استفاده نمیکنن ( به دلیل نداشتن اشتیاق بنا به دلایلی) یا حس میکنن ( اکثرا) کمی در حد اجبار باید برن دنبال این چیزا.. میخوام بدونم هیچ چیز بهتری نمیتونست به این بسیج اظافه بشه.. نمیتونستن توی بسیج کلاس های رفع اشکال برای دانشجویان و دانش آموزان بزارن یا فقط باید یه کتاب مسابقه بدن و تو خیابون بدون و خیلیاشون هم به ناحق مزاحم مردم بشن... آیا همه چیز فقط و فقط به این چیزاییه که ان تو بسیج هست.. حالا کاری هم به بحث خدمتش نداریم ولی دیگه وقتی برنامه ریزی وجود نداره و هر روز یکی با درس مشکل داره ولی اگه حاظر نشه اونو یه بسیجیه درست ندونین چی.. گیریم که اون شخص وارد دانشگاه بشه و مدرک هم بگیره و سر کار هم بره ولی آیا به همون خوبی کارشو انجام میده که اگه اون هم سطح زرنگتر و غیر بسیجی که علاقه هم داشت امیتونست انجام بده؟!
شرمنده همه دوستان گلم مخصوصا اون بسیجیاش هستم.. نه میخواستم شما رو از بسیجی بودنتون باز دارم و .. و نه قصد توهین داشتم... برای آگاهی شما این مطلب رو نوشتم خدای بالا سرم شاهده من بیگانه خواه نیستم و جمهوری اسلامی رو هم دوست دارم اما اون جمهوری اسلامی سابق رو که الان جایگزینان...
وقتی میتونیم بدون نیاز به این چیزا موفقتر هم بشیم و بهتر از زندگی لذت ببریم وقتی میتونیم بدون این چیزا موءمن تر هم باشیم چرا حتما حتما تاکید کنیم که راه موفقیت این چیزاست.. .اگه بازم فکر میکنید قصد بدی دارم باز هم مطلب رو بخونید..
خدای بالا سرم شاهده من از خیلی از این بسیجیا فکرم مثبت تره و درسته که ظاهر تیپم تا حدودی هم شبیه به اوناست ولی بسیجی هم نیستم و نمیخوام باشم.. هر وقت بسیج واقعا به نفع جامعه شد بسیجی میشم.. اما اگر هم جنگی چیزی شد من بیکار نمیمونم.. اون موقع کی میتونه بهم بگه حرفات دروغ بود چون من برای استفاده های شخصی بسیجی نشدم.. من به خاطر رضای خدا..
تاکید میکنم. من با خود بسیج مخالفت و دشمنی ندارم. فقط میگم بعضی چیزاش باید کمو زیاد بشه و درستر و منطقی تر بهشون نظر بشه تا جامعه اسگل بار نیاد ..
و کسی هم از بسیجی بدش نیاد بلکه بهشون افتخار کنه نه صدتا فحش بدن حال انکه خود شخص بسیجی میگه من به خاطر اینکه حقم داره خورده میشه بسیجی هستم واگرنه خوشم نمیاد.. بزارین مردم اشتیاق داشته باشن.. البته متاسفانه سال به سال همه چی بدتر میشه..
خدایا شکرت