همه چیز به دست توست

بعضی از ماها میدانیم که تمام لحظات زندگی امتحان است

انسان ها خودشان و با اختیار خودشان در چهار چوب تقدیر الهی شکل امتحان زندگی خودشان را تعیین میکنند ولی بعضی از آنها گمان میکنند خداوند است که سخت میگیرد. انسانی که در هر زمینه ای در زندگی پیچیده تر پیش میرود امتحانش هم پیچیده تر میشود. اگر میگویند ساده زندگی کن منظور با کسانی است که توانایی گذر از امتحانات پیچیده تر را ندارند و یا اگر چنین که هستند ادامه بدهند، نخواهند داشت.
نتیجه : اگر میخواهی به جاهای بزرگتری برسی بدان از جهات متفاوت و بیشتری محک میخوری چه از آنها آگاه باشی چه نباشی. پس قبل از پیشروی دقیق بسنج . قبل از ازدواج قبل از ثروتمند شدن قبل از تحصیلات خاص قبل از رسیدن به مقام خاص و بزرگتر قبل از شاغل شدن در شغلی خاص قبل از هر انتخابی که تو را به شرایط جدیدی میبرد

توفیق حیدری

مرموز و دلی که میگوید به یاد داشته باش..

بنام خدا

ترجیح میدم به خاطر دارایی عقل و خردم دوستم داشته باشند تا صرفا چهره و مادیات و ظواهر پس همه ی آنها که به خاطر مادیات دوستم دارند برایم ارزشی نخواهند داشت

 

کسی که به خاطر کمال از وطنش خارج شود و بخواهد که بماند در واقع یک فرد برونگراست. برون از دنیا رفتن در عین زنده بودن نیازمند سفر به درون و الهام است و وطن اصلی هم دنیا نیست بهشت است

افراد برونگرا بیشتر گرفتارند تا افراد درونگرا

 

یک صوفی میتواند هر کجا باشد و کاملتر از یک فرد معمولی که در اوج امکانات غرق است باشد

 

بخشش یا نبخشیدن امتحان است، اینکه به که ببخشی و به که نبخشی  و اینکه چگونه ببخشی هم امتحان است

 

ترجیح میدهم با پول بیشتری که دارم چند اتاق خواب زیبا و متنوعتر برای خودم و همسرم بسازم تا اینکه چند زن داشته باشم

 

خلاصه ی زندگی و همه جهان با تمام مخلفاتش در یک کلمه : امتحان

 

شتاب در زندگی و اینکه برای خودت هم وقت نداشته باشی چه برسه به خدا،هیچ فرقی ندارد با اینکه یک فرد تماما مایوس بی چیز باشی چه از سمت راست طناب مرتفع زندگی سقوط کنی چه از راست در هر حال نتیجه یکسان خواهد بود

 

به میزان پیشرفت علم هم کژ فهمی محتمل به منجر شدن به کفر و هم توانایی درک برهان و حقانیت وجود خدا به یک اندازه بالاتر میرود

 

این مهم نیست که علم و نیکی و ادب را از پدر و مادر بیاموزم یا دوست یا دشمن یا کتاب  یا از اشتباهات دیگران.ِاین مهم است که آنکه آموخته است من بوده ام و آنچه آموخته استه نیکی و علم و ادب بوده

توفیق حیدری

 

تعریف مرد از نظر رهگذر مرموز :

 مرد آن است که علاوه بر دوپای قدرتمند دو بال قدرتمند برای پرواز داشته باشد. صرف ایستادن و سریع دویدن هنر نیست. دوبال لازم داری که وقتی به پرتگاه گناه رسیدی پرواز کنی وگرنه پاهایت هر چقدر هم قدرتمند باشند اگر بی وقفه بدوی عاقبت سقوط میکنی!

 ---------------------------

اینم چندتا نقلی از وبلاگ های دوستان :www.new2life.blogfa.com

-یا سخنی داشته باش دلپذیر ، یا دلی داشته باش سخن پذیر . .

-اگر تمامی ابر های آسمان ببارند گل های قالی نخواهند شکفت و این

 قانون زیر پا ماندن است .

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

 

جوان ایرانی آگاه باش

جوان ایرانی آگاه باش!!!!!!!

بنام خدا

سلام بر تو جوان با ارزش ایرانی

قبل از مطلب حتما پست قبلی رو به دقت بخون تا از حقایقی آگاه شوی: پرونده ی یک سایت مستهجن

به چند پست قبل برگرد: به این لینک : آمار جالب از ایران از سایت ویکی پدیا  و این آمارها رو خوب خوب بررسی کن و کمی تامل کن. آمارهای دیگری هم هست که نیامده اند .. .

 

 

بعد  به ادامه مطلب بروید..

متوجه می شوید

ادامه نوشته

مروارید

مروارید رو هر کجا پیدا کنی ،چه صدفش قشنگ باشه چه نباشه،اگه تو صدف نباشه، حتی اگه تو لجنزار، حتی اگه روشو کثیفی گرفته باشه

بازم برش دار. چون مرواریده.. چون ممکنه این اولین و اخرین مرواریدی باشه که بدست میاری..

شاید باید تو صدفش بشی

توفیق

صداقت تو..

حتی اگه همه و همه به خاطر صداقتت باهات نمونن و ازت پراکنده بشن... دلگیر نشو. اونا هستن که اشتباه کرده اند نه تو.  تو با ارزش بودی و اونا لیاقت موندن در کنار تو رو نداشتن. پس نگو من از صداقت خیری ندیدم. صداقت تو رو از دست یه همچین آدمای نالایقی نجات میده. پس به صادق بودنت افتخار کن..

دنا

وقتی الهام میشوند به ذهن روشنم..

خیلی خوبه که مقرراتی باشی ولی خشک نباشی،نه مقرراتی سخت گیر باش نه مقرراتی سهل انگار

توفیق حیدری

شاید اینطور باشه که نتونی در عاشق بودن میانه رو باشی ولی در عشق ورزی میانه رو پیش برو

توفیق حیدری

اگر تو به من میگویی: مگر واقعیت و شرایط را نمیبینی که چنین و چنان است; من به تو میگویم تو واقعیت بسیار مهمتر و با ارزشی را نمیدانی و از آن غافلیو آن اینکه آنچه زیاد در درونت گذر میکند شرایط بیرونی تو را میسازد.

توفیق حیدری

کسی که در عصر اینترنت دانا نباشد مثل کسی است که در دوران شکل  گیری صنعت چاپ وانتشار کتاب و اوج آن سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشد

توفیق حیدری

کودن کیست؟ ساختمان مغز کودن و نابغه یکیست. هر دو بهره مند هستند. کودن کسی است که ظرفش مثل الک پر از سوراخ های ریز عدم خود باوری است که با پر شدن تکتک آنها از کودن بودن در می آید.

توفیق حیدری

هر چیزی به طور طبیعی ضدی دارد. به طور طبیعی و حتما تو هم ضد چیزهایی هستی. این خیلی مهم است که بدانی در زندگی باید کاملا حواس جمع باشی که ضد چه چیزهایی هستی

توفیق حیدری

به دیگران به آسانی محبت کن. اما دلت را به آسانی به کسی  نده ، اگر میدهی فقط به یک نفر بده که از تقریبا از هر جانبی لایقش باشد

توفیق حیدری

اگر ثروت نداری ولی علم زیاد داری بدان که فقط ظاهرا نادار هستی- علمت میتواند از تو محافظت کند اما در مورد ثروت تو باید از آن محافظت کنی. تازه به کمک علم.

توفیق حیدری

بهترین و قشنگترین سرمایه گذاری ها، سرمایه گذاری در حق خودت با محبت بی قید و شرط به دیگران است.

توفیق حیدری

داشتن تکنیک های مثبت هنر محسوب میشود

توفیق حیدری

شمردن پول را توانی شمردن کارهای خوب این ابزار خوب را نتوانی

توفیق حیدری

وقتی به کسی طوری کمک کنی که از نظرت کم است در حالی که از نظر او زیاد است بازگشت این امر خیر به تو به همان اندازه یی که برای ان شخص انرژی صرف کرده بودی نیست بلکه در حدی هست که برای تو زیاد باشد.

توفیق حیدری

از شیطان و نفس اماره انتقام بگیر نه از انسان های دیگر

توفیق حیدری

تفاوت عشق و ازدواج!

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال تو ئه  مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده.
من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش،
لبخندی زد و رفت، همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش، به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.
در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه می‌مونه، یک اطمینان برات درست می‌کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه می‌تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی اینکارو می‌کنم حتی اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که این باور در تونیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکرمیکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می‌کنی و همیشه ولع داری که تا جاییکه ممکنه ازش لذت ببری شاید فردا دیگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه! این تفاوت عشق و ازدواجه!

ازگروه سیمرغ

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر من: نمیشه با دیده ی صرف نگاه کرد و این امر رو مطلق دونست. من اگه با معشوقم ازدواج کنم همیشه عاشقش خواهم موند و بهش محبت میکنم چون ما زنده هستیم و ممکنه فردا خدای ناکرده زبونم لال اول خودم اول خودم فردا دیگه زنده  نباشه  زبونم لال. قدرشو میدونم قدر اینکه امروز کنار همیم میدونم چون آدم قدر شناسی هستم و این نمک نشناسی رو ندارم که تا یه چیزی پیشم موند و موندنش به اصطلاح بدیهی شد  ارزشش پیشم بیاد پایین. مخصوصا کسی که عاشقشم..

بهترین ها نصیب کمترین ها میشه و عشق ناب نصیب اونی میشه که شناخته باشدش و بدونه عشق ورزیدن بی قید و شرط در لحظات اکنون یعنی چی.و چه کمند اونایی که واقعا در مسیر صحیح درک عشق قرار گرفتند و لایقش هستند.. .

عاشقان خالص نادرند.. .

الکل و سیگار - کدامیک؟

یادم میاد  چند سال پیش وقتی با یکی از بچه ها  در مورد الکل صحبت میکردیم. در مورد الکل با افتخار صحبت میکرد و میگفت. الکل سگ شرف داره به سیگار. موقع نوشیدن الکل سرتو بالا میگیری و میریزش تو حلقت. اما سیگار چی. سرت پایینه و دودو میدی تو حلقت. این دود پایین میره و به سلولها ی حلق و ریه و شش هات هم میچسبه.

اغلب انسان ها وقتی گناهی میکنند به دلیل داشتن نوعی از غرور، بجای رد کردن حرف های شما،سعی میکنند عمل خظای خود را توجیه کنند. و از برچسب ها و کلمات مثبت و قوی هم استفاده میکنند. افتخار! من نمیدونم آخر اگر اون الکلی با نی هم الکل مینوشید باز  یه چیز دیگه میگفت تا کارشو توجیه کنه. جالبه بدونید سیگاری ها هم میگن الکل اصل و اساس بدن یعنی مغز رو داغون میکنه. آخه یکی نیست بهشون بگه آدم حسابی. عقل سالم تو بدن سالم نشنیدی؟

به نظر من این دوتا هر دو سر و ته یک کرباسن. اگر این مصرف کننده ها به صورت دقیق و با جزئی نگری قوی به صورت علمی به مسئله نگاه کنند و شاهد نحوه ی تخریب سلول های بدنشان باشند به احتمال قوی دیگه از این اراجیف نمیبافند که فلانه و اینه و سیگار اعصابمو آروم میکنه. آخه آدم عاقل کی خودشو به خاطر لذت ها و تسکین های کوتاه و گذرا دچار آسیب کنه. آدمی که مفهوم بها رو دقیق میدونه و میدونه بین بد و بدتر بد رو انتخاب کنه هیچ وقت طرف هیچکدوم از اینا نمیره و تازه مصرف نکردن این چیزها رو بد نمینامم بلکه اونا ممکنه براشون بد به نظر برسه و اون لذت شیرین ظاهری که بدتر هست براشون خوب به نظر برسه.

تا همین مدتی پیش که به نقطه عطف دوم زندگیم که همین اواخر روی داده میخواستم برای اولین بار اتانول یعنی الکل سفید مصرف کنم.البته اونم به مقدار بسیار کم و به قول خودم خیر سرم برای نابود کردن انگل بدن و رفع لاغری اما حالا خندم میگیره که این حرفو زدم. اولا من از کجا میدونم انگل دارم هیچ وقت تو آزمایشاتم همچین نتیجه ای مشاهده نشد دوما با این حرفا اینو به خودم تلقین میکردم و چه بسا بعدها به همین انگل دچار میشدم در صورتی که اون موقع نداشتم. همه چیز بر میگرده به باور. اگه بخوام چاق و هیکلی بشم باید با باورهام حتی بر ژن های میزان وزنم هم فائق بیام.با خود هیپنوتیزم مکرر و برنامه ریزی ذهنی و...

در کتاب کوچکی خواندم : قیمت یک انسان حد اقل به عنوان برده معادل ۱۰۰۰۰ دلار است. قیمت یک اتوموبیل مناسب حد اقل دست دوم که بتواند به خوبی حرکت کند حد اقل ۵۰۰۰ هزار دلار. اما هیچ کس در باک بنزین این اتوموبیل ۵۰۰۰ هزار دلاری هم آب قاطی بزنینش نمیکند. حالا انسانی که حد اقلدو برابر این اتوموبیل می ارزد ( به نظر من بسیار بیش از اینها می ارزد) چطور به خودش این اجازه را میدهد که آت و آشغال قاطی خونش کند .

به نظر من همه ی چیز های بد وجود داشته اند و همیشه وجود خواهند داشت و این قانونی است برای امتحان و فیلترینگ آدمها تا مشخص شوند آن عده ی کمی که تا به آخر وفا دارند.مجبور نیستیم تقصیر را گردن چیزی بیاندازیم وقتی صبر خود ما یا تعقل خود ما کمتر است.

 الکل و سیگار و مواد و قرص و ... فقط نوعی پناه کاذب هستند. اینا همش بهانست برای فرار از چیز یا چیزهایی. آدمهای ضعیف  ممکنه همچنان توجیه کنند. یا باز بگویند چرا خارجی ها و این صحبت ها و... یکی نیست بگه هر کاری دیگری کرد تو هم باید بکنی. انتظار داری اونا تو همه چیز از ما چیز فهمتر باشن؟ چرا وابسته به اعتقادات و فرهنگ دیگرون بشیم. حالا که فرصتی هست در زمینه ای خودمون رو نشون بدیم.خودت باش.

تا حالا لبام سیگارو لمس کردن و حلقمم دود سیگار رو تجربه کرده البته این مال قبل از دوران دبیرستان و تجربه ای خیلی کوتاه و گذرا و یک هفته ای بود.فکر کنم ده دوازده دفعه اونم بدون عمق.

من افتخار اینو دارم که در تمام عمرم موفق نشدم یک قطره الکل به لبم برسونم.

توفیق

۵/۵/۱۳۸۹

گفتار و شعار های خودم

همش که نمیشه سخن بزرگانو گذشت و به گذشته چسبید. نبوغ هم که تنها برای دیگران نیست.

یکمی نوبغمو آزاد کردم. اینم بخشی از شعار های خودم که در قسمت در باره ی وبلاگ هم هستند.

 

اگر ندونی به کجا میخوای بری اصلا چرا میخوای بری؟ زندگی رو نداشته باشی راحتتری.
ت ح
--------------------
همه چیز دنیا حتی اشیای بی جون هم نوعی از روح رو دارند. با همه ی اونا درست رفتار کن.قدر داشته هاتم بدون.
ت ح
--------------------
یادت باشه تماما از ماست که برماست و معنای این جمله خیلی عمیقه!.
ت ح
--------------------
واقعیت مربوط به دنیای مادی است اما حقیقت اصلی همان دنیایی است که ما به آن میگوییم : تخیل
و حقیقت است که جاودان است نه واقعیت
ت ح
--------------------
مفهم قناعت قدر داشته ها رو دونستنه اما اکثر آدما اشتباها فکر میکنند به معنای کم خواستنه.
ت ح
--------------------
هیچ وقت با خود معیار های آفرینش خدا رو نسنج وگرنه دچار سبسطه و گمراهی میشی.
ت ح
--------------------
هر کی هستی و در هر جایی هستی ذهن و تفکرت مال خودته و میتونی شروع کنی. افکار دیروزت امروزت رو ساختند و افکار امروزت فردای تو رو رقم میزنند. دوست داری فردا چطوری باشه ؟ پس امروز یه طور دیگه فکر کن و کاری به واقعیت ها نداشته باش و گرنه فردای تو با امروزت مساوی است.
ت ح

بقیه هم در ادامه مطلب-تمامی سخنان و شعارهایی که زیرشون ت ح میبینید تراوش ذهن خودم هستند.

ادامه نوشته