تبليغاتX
زندگی ایده آل. توفیق اجباری

زندگی ایده آل. توفیق اجباری

بسم الله الرحمن الرحیم
چند عکس یادگاری از دوران خدمت
چندتا عکس یادگاری از دوران خدمت.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت9:34توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
یادش به خیر

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت3:31توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
عکسهای پاییز امسال

سلام

چند تا عکس از گوشه کنار محل زندگی در  همین پاییز قشنگی که گذشت. راستی یادم رفته بود تو وبلاگم با پایز خدا حافظی کنم. الانم فکر نمیکنم اونقدرا دیر شده باشه.

دوستان برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید. تعدادشون زیاده و ممکنه بعضیاشون به دلیل پایین بودن سرعت لود نشن. برای لود کردنشون روی اونا راست کلیک کنین و گزینه نمایش عکس رو بزنین!

 

 show pictiure

خدا حافظ پاییز دوست داشتنی

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت19:23توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
اینم خود منگل من در ایام آخر پاییز

امسال تیپ سرمای  لی تیپ اصلیمه. این خود من در روز های نیمه دوم و آخر پاییز. حالا باز یه عده پیدا میشن میخوان منو واسه نیکول کیدمن( قدیما فول کردم گوفتم نیکول کودمن) شوهر کنن واسه اون پیرزن بیریخت... البته میدونم شوخیه ولی این عجوزه بیریخت که از خودمم اسگل تره واسه چیمه... واقعا عجیبه که من اون اوایل که تو نت بودم یادمه یه عکس از خودم گذاشته بودم همین حرفو زده بودن بهم. چند قت پیش هم که تازه این وبلاگو راه اندازی کرده بودم و چندتا عکس از خودم گذاشتم تو قسمت خاطره از نگاه دوربین بازم همینو گفتن...

این عکس هم مال شب یلداست. راستی فرداش بود که موهامو دوباره کوتاه کردم. تمام پاییزو دست بهشون نزده بودم و دوباره کمی بلند شده بودن. دقیقا ۱۰۰ روز بعد از اون دوره دوباره موهام کوتاه شد..

البته من هم موی بلندو دوست دارم هم کوتاه . خوبختانه هر دو حالتشم بهم میاد. ولی کوتاه راحتتره!!

بچه آبادان نیستم ولی عشقم عینک آفتابیه

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت22:36توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
منو داداش کوچیکم محمد رضا
سلام.

اين منو برادر كوچيكم محمد رضا هستيم

محمد رضا پسر با مزه و شيطونيه ولي در كل پسر خوبيه

از نظر بيشتر خلقيات منفي و مثبت هم به خودم رفته وقتي كوچيك بود خيلي شبيه دوران كودكي خودم بود

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت20:25توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
وضعیت ظاهری من از روزهای آخر تابستون امسال

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت19:54توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
توی خونه خودمون
این عکس هم مال سال ۸۶ و اواخر زمستونه. اون موقع تازه میخواستم برم بیرون واسه ساختن کلیپ .

خیلی لاغر و نحیفم نه؟

چه کنیم دیگه...

راستی این عکس رو با موبایل همون آقایی گرفتم که توی چند پست قبل اون حادثه برای اون رخ داده بود.

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت4:6توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
من و سعید

این عکس مربوط میشه به من و سعید که سعید اون آقایی که یکمی هیکلی تره هستش و من سمت راستیم. راستی اون موقع تازه موهامو کوتاه کرده بودم ولی الان که دارم مینویسم موهام بلندتر از قبلها هستند.

تاریخ این عکس مال آبان ماه سال ۸۵ هستش

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت4:3توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
من

 

حسین تو حیاط خونه خودشون از من عکس گرفت

چه تیپ جلف و زشتی

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت3:52توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
نگاه زيباي سعيد آقا
يكي از كارهاي گرافيكي ساده خودم.

واي خدا جون اينجا سعيد چه نگاه با نمكي داره.

+نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت1:42توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
سه دوست قديمي
من - حسين - سعيد

اينو سعيد درست كرده

گرافيكش حرف نداره

اين يكي از كارهاي سادشه

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت1:39توسط سرگروهبان تیتا و دنا |
يه يادگاري كه برام خيلي عزيز و دوست داشتنيه

يكي از قديميترين عكسهاي يادگاري من و دوستام. اواخر سال ۸۴

البته هنوز از خيلي از دوستان خوب جديدم عكس ندارم كه بايد بذارم. مثل پوريا و محمد

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت1:6توسط سرگروهبان تیتا و دنا |